تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 666

مساهمون:

ص٦٦٦
كتاب نيز مىگفتند .
نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ وَ أَحِبَّاؤُهُ
« يهود و نصارى گفتند ما پسران خدا و دوستان اوييم » ( مائده / 18 ) .
وَ مَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ
؛ « من » براى تبعيض است ، يعنى كسى كه برخى از كارهاى شايسته را انجام دهد . من ذكر و أنثى ؛ « من » در اين جمله براى توضيح ابهامى است كه در « من يعمل » وجود دارد .
وَ لا يُظْلَمُونَ نَقِيراً
؛ يعنى به اندازهء ذرّه‌اى از ثواب و پاداشى كه استحقاق دارند كاسته نمىشود .
أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ
؛ يعنى نفس خود را براى خدا خالص گرداند و در برابر او سر تسليم فرود آورد به گونه‌اى كه گويا معبود و پروردگارى جز او نمىشناسد .
وَ هُوَ مُحْسِنٌ
؛ يعنى در حالى كه او به جا آورندهء كارهاى نيك است يا مقصود اين است كه او در همهء اعمالش نيكوكار است . و در حديث است كه پيامبر اكرم ( ص ) فرمود : « احسان اين است كه خدا را به گونه‌اى عبادت كنى كه گويى او را مىبينى و اگر تو او را نبينى به يقين او تو را مىبيند » .
حَنِيفاً
؛ حال از آيين پيروى شده است يعنى در حالى كه از راه و رسم ابراهيم هيچ گونه انحرافى پيدا نمىكند .
وَ اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهِيمَ خَلِيلًا
؛ خداوند ابراهيم را به دوستى خود انتخاب كرد ، و معناى دوستى خداوند اين است كه او را از ميان بندگان خود برگزيد و خصوص او را گرامى داشت ، مانند احترامى كه دوست نزد دوستش دارد . « خليل » : كسى است كه در دوستى با ديگرى موافقت و همراهى داشته باشد ، يا در راه همگام با او حركت كند . اين كلمه مشتقّ از « خل » به معناى راه شنزار است . برخى گفته‌اند علت اين كه به دوست خليل گفته مىشود اين است كه نارساييهاى زندگى تو را بر طرف مىكند ، چنان كه تو خللهاى زندگى او را پر مىكنى . اين جمله معترضه است و محلّى از اعراب ندارد . فايدهء آن تأكيد بر وجوب پيروى از آيين ابراهيم ( ع ) است .