تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
« شيء » به چيزى اطلاق مىشود كه بتوان از آن آگاهى يافت و از آن خبر داد ،

[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 21 ]

يا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ( 21 )

ترجمه

اى مردم ، پروردگار خود را پرستش كنيد ، آن كس كه شما و پيشينيان را آفريد ، تا پرهيزكار شويد . ( 21 )

تفسير :

پس از آن كه خداى سبحان ، حال سه گروه از مؤمنان ، كافران و منافقان مكلّف را شرح داد [ كه مؤمنان مشمول هدايت الهى هستند و قرآن راهنماى آنهاست ، و بر دلهاى كافران مهر غفلت و نادانى نهاده و بر چشم آنها پرده بىخبرى افكنده است ] ، همهء آنان را مخاطب قرار داده [ و به بندگى خود دعوت كرده است ] . التفات در اين آيه ، از نوع التفات از مغايب به مخاطب است و قبلا اشاره شد كه يكى از فنون بلاغت در كلام عرب به شمار مىآيد ، و مقصود متكلّم از اين گونه خطابات ، به هيجان آوردن و تحريك شنونده و جلب توجه و وادار نمودن وى به شنيدن سخن اوست . « يا » حرفى است كه در اصل براى مناداى بعيد وضع شده است . و « اى » و « أ / همزه » براى مناداى قريب و « اى » به منادايى كه داراى الف و لام باشد متّصل مىشود همان‌گونه كه « ذو » و « الّذى » بر اسم جنس و جمله‌اى كه موصول را توصيف مىكند ، داخل مىشوند « أى » اسم مبهمى است كه احتياج به توضيح دارد ، بنا بر اين بايد اسم بعد از آن اسم جنس ، يا آنچه جانشين آن مىشود ، باشد تا آن را توصيف كند و صحيح باشد « منادى » واقع شود . عامل در « اى » حرف نداست و اسم پس از آن صفتش مىباشد ، و اين قبيل نداها ، در قرآن زياد به چشم مىخورد و ويژگى آن اين است كه از وجوه تأكيدى برخوردار است كه بتدريج از ابهام به سوى روشنى معنى نزديك مىشود .