مىگيرند چگونه است ؟ و در پاسخ گفته مىشود :
يَكادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصارَهُمْ
: نور برق آن چنان خيره كننده است كه نزديك است ، چشمهاى آنان را بربايد و اين جمله نيز « مستأنفه » است ، و محلّى از اعراب ندارد .
عبارت
كُلَّما أَضاءَ لَهُمْ
. . . سوّمين جملهء « مستأنفه » و پاسخ كسى است كه سؤال مىكند : آنها هنگام برق زدن [ و روشن شدن بيابان تاريك ] و بلافاصله خاموش شدن آن چه مىكنند ؟ قرآن ضمن تشبيه وضع نامطلوب و دشوار منافقان و گرفتارى كسانى كه [ در دل صحرا ] دچار باران شديدى شدهاند ، در پاسخ مىگويد ؛ آنها حيران و سرگردانند ، نمىدانند چه بر سرشان خواهد آمد . و به كجا بايد پناه برند ، در انتطارند برقى جستن كند [ با اين كه ترس دارند ، برق چشمهاى آنان را بربايد ] تا از اين فرصت استفاده كنند و چند قدمى در پرتو آن راه روند ، و هنگامى كه سريعا در تاريكى فرو مىروند ، حيران و سرگردان بر جاى خود متوقف مىشوند .
«
وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ . . .
» يعنى ، اگر خدا مىخواست غرّش « رعد » و نور خيره كنندهء « برق » را آن قدر زياد مىكرد كه پردهء گوش آنان پاره و چشمشان نابينا شود .
و
« أَضاءَ »
يا متعدى است و مفعولش حذف شده ، و معنايش اين است كه هر گاه نور برق ، راه را [ پيش پايشان ] روشن مىكرد ، آن را مىپيمودند ، و يا لازم و معنايش اين است كه هر گاه برق مىدرخشيد ، در پرتو نور آن راه را مىپيمودند .
و «
قامُوا
» يعنى ؛ از حركت باز مىايستند و در جاى خود ميخكوب مىشوند .
و عبارت
وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَ أَبْصارِهِمْ
تقديرش چنين بوده : و لو شاء اللَّه ان يذهب بسمعهم و ابصارهم لذهب بهما يعنى ؛ اگر خدا مىخواست كه چشم و گوش آنها را از ميان ببرد ، اين كار را مىكرد . و اين نوع حذف [ يعنى حذف مفعول ] در فعل « شاء » و « اراد » بسيار است ، و مفعول بندرت ذكر مىشود ، مانند آيهء شريفهء
لَوْ أَرَدْنا أَنْ نَتَّخِذَ لَهْواً لَاتَّخَذْناهُ مِنْ لَدُنَّا
؛ « اگر ما مىخواستيم جهان را به بازى گرفته و كار بيهوده انجام دهيم مىكرديم » ( انبياء / 17 )