ضمير «
يَجْعَلُونَ
» به اصحاب الصيّب ، كه مضاف در آن محذوف است و « صيّب » به جاى آن قرار گرفته است باز مىگردد .
و « يجعلون » جملهء مستأنفه است و محلّى از اعراب ندارد . و «
مِنَ الصَّواعِقِ
» [ جار و مجرور ] متعلّق به « يجعلون » است ، يعنى به خاطر [ نشنيدن صداى مهيب رعد و برق و ] ترس از صاعقهها انگشت خويش را در گوش مىنهادند . و صعقته الصاعقة يعنى ؛ « صاعقه او را هلاك كرد ، بنا بر اين « صعق » يعنى مرد ، و مردن يا در اثر صداى شديد و يا سوزندگى آن است .
عبارت
حَذَرَ الْمَوْتِ
مفعول له است ، و معناى احاطه داشتن خداوند بر كافران اين است كه آنها از حيطهء قدرت او خارج نيستند چنان كه شىء « محاط » از دايره « محيط » خارج نمىباشد و جمله [
وَ اللَّهُ مُحِيطٌ بِالْكافِرِينَ
] معترض است .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 20 ]
يَكادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصارَهُمْ كُلَّما أَضاءَ لَهُمْ مَشَوْا فِيهِ وَ إِذا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قامُوا وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَ أَبْصارِهِمْ إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ( 20 )
ترجمه
روشنايى خيره كنندهء برق نزديك است چشم آنان را بربايد ، هر لحظهاى كه برق جستن مىكند ( صفحهء بيابان را ) براى آنها روشن مىسازد ( چند قدمى ) در پرتو آن راه مىروند و هنگامى كه خاموش مىشود ، توقف مىكنند ، و اگر خدا بخواهد گوش و چشم آنها را از بين مىبرد ، خداوند بر هر چيز تواناست . ( 20 )
تفسير :
« خطف » در لغت به معناى ربودن و به سرعت گرفتن است ، و چون در آيهء قبل ، سخن از رعد و برق به ميان آمده و اين دو غالبا با ترس و وحشت همراه است ، گويا ، كسى سؤال مىكند : حال كسانى كه در معرض چنين رعد و برقى قرار