و آنها را به سوى تاريكى خشم خدا و كيفر دائمى او سوق مىداد . و مىتوان گفت آگاه بودن خداوند از اسرار منافقان تشبيه شده است به گرفتن نور ايمان از آنان .
وجه ديگرى كه براى مقصود از آن بيان شده ، اين است كه چون منافقان [ در آيهء قبل ] به عنوان كسانى كه گمراهى را با هدايت معاوضه مىكنند . معرّفى شدهاند ، در پى آن قرآن مثالى زده است تا هدايتى را كه آنها فروختند تشبيه كند به آتشى كه اطراف آتش افروز را روشن مىكند و نيز تشبيه كند ضلالتى را كه آنها خريدند به از ميان بردن خداوند روشنى آن آتش را .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 18 ]
صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ ( 18 )
ترجمه
آنها ( منافقان ) كر ، گنگ و كورند ، بنا بر اين از راه خطا باز نمىگردند ! ( 18 )
تفسير :
منافقان با وجود اين كه از حواس [ پنجگانهء ] سالمى برخوردار بودند ، ليكن گوش به سخن حق نمىدادند و از به زبان آوردن حق و توجّه و تأمل در آن خوددارى مىكردند از اين رو ، در اين آيه آنان به كسانى تشبيه شدهاند كه گويا هيچ يك از حواس پنجگانه را كه در امر ادراك نقش اصلى را ايفا مىكنند ، ندارند چنان كه شاعر عرب مىگويد :
صم إذا سمعوا خيرا ذكرت به * و ان ذكرت بسوء عندهم اذنوا « 1 »
«
لا يَرْجِعُونَ
» يا معنايش اين است كه پس از آن كه هدايت را فروختند ، به سوى آن باز نمىگردند ، يا اين است كه پس از خريدن گمراهى از آن باز نمىگردند و يا معنايش اين است كه حيران و سرگردانند و نمىدانند چه كنند ؟ آيا به پيش روند يا واپس روند ، با اين وصف آنان چگونه مىتوانند به نقطهاى كه آغاز انحرافشان
هامش
( 1 ) - يعنى ؛ دشمنان و بدخواهانم ، هنگامى كه از من به نيكى ياد مىشود ، گويا كرند و چون از من به بدى نزد آنان ياد مىشود ، سراپا گوشند .