ساخت خداوند ( طوفانى مىفرستد و ) آن را خاموش مىكند ، و در تاريكى وحشتناكى كه چشم كار نمىكند آنها را رها مىسازد . ( 17 )
تفسير :
سپس خداى سبحان ( بعد از بيان صفات و ويژگيهاى منافقان ) براى آشكار ساختن حال آنان [ در تشبيه گويايى اضافه كرده ] و فرموده است :
مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً
يعنى حال آنان مانند حال كسانى است كه آتشى [ در شب ظلمانى ] افروخته [ تا در پرتو نور آن راه را از بيراهه بشناسند و به منزل مقصود برسند ] ، در اين جا « الذى » در موضع « الذين » قرار گرفته است ، مانند آيهء شريفه ؛
وَ خُضْتُمْ كَالَّذِي خاضُوا
؛ « و شما هم در شهوات دنيا بمانند آنها فرو رفتيد » ( توبه / 69 ) و شايد مقصود جنس آتش افروزان بوده باشد و يا از
الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً
، جمع ( يعنى الّذين ) اراده شده و به سبب طولانى بودن صله ، نون حذف شده است و به لحاظ اين كه قصّهء منافقان به قصّهء بر افروزانندهء آتش تشبيه شده ، نه خود آنان ، تشبيه جماعت به فرد لازم نمىآيد .
«
اسْتَوْقَدَ
» به معناى طلب وقود است و « وقود » عبارت است از ، افروخته شدن آتش و زبانه كشيدن آن .
«
أَضاءَتْ
» در لغت به معنى شدّت روشنايى است ، و « اضاءت » در آيه متعدّى است ، و احتمال هم مىرود لازم باشد ، بنا بر اين كه « ما » در « ما حوله » مسند اليه باشد . تانيث كلمهء « اضاءة » به اعتبار معناست ، زيرا آنچه در اطراف مستوقد وجود دارد ، اشيا و اماكن است . [ و اينها در حكم مؤنث هستند ] . ذهب اللَّه بنورهم جواب « لما » است و مىتوان گفت : جواب آن به دليل اطالهء كلام و ايمن بودن از اشتباه محذوف است ، گويا گفته شده : فلما اضاءت ما حوله خمدت فبقوا متحيرين متحسرين على فوت الضوء كه در اين صورت جملهء
ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ
جمله مستأنقه خواهد بود . و چون كه وضع اينها ( منافقان ) تشبيه شده به وضع « مستوقد » گويا كسى به عنوان اعتراض سؤال كرده است : چه شده آنها را كه حالشان شبيه