تفسير :
معناى اين كه خداوند آنها را مسخره مىكند اين است كه آنان را حقير و ناچيز شمرده و آنها را ملزم ساخته كه در دنيا احكام مربوط به مسلمانان را اجرا كنند ، با اين كه در قيامت عذاب دردناكى بر ايشان مهيّا ساخته است ، و كيفر استهزا به نام خودش [ استهزاء ] ناميده شده است ، نظير آيه شريفهء
وَ جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها
. . . ؛ « و كيفر بدى مجازاتى همانند خود آن است » ( شورى / 40 ) [ در اين آيه نيز جزاى « بدى » ، « بدى » ناميده شده است ] و اين كه آيهء شريفه
اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ
بدون حرف عطف و به صورت استيناف ذكر شده ، اشاره به اين نكته است كه اين خود خداست كه براى گرفتن انتقام مؤمنان از منافقان ، آنان را به باد تمسخر و استهزا مىگيرد ، تا ديگر نيازى نباشد مؤمنان ، خود به نزاع و مشاجره با آنان برخيزند .
و جملهء «
وَ يَمُدُّهُمْ
» از قبيل مد الجيش و امده است ، يعنى لشكر را زياد كرد ، و معناى آيهء شريفه اين است كه خدا منافقان را از الطاف خويش كه به مؤمنان عطا مىفرمايد محروم كرده و به سبب كفرشان آنان را به خودشان واگذارده است و در نتيجه بر سياهى و تيرگى دل آنان افزوده مىشود ، چنان كه انبساط و روشنايى دل مؤمنان [ در پرتو نور ايمانشان ] زياد مىشود . و در آيهء مورد بحث تاريكى دل منافقان و ازدياد و فزونى آن به خداى سبحان نسبت داده شده است چون كفرشان سبب شده بود خدا اين گونه با آنان معامله كند و از حسن بصرى نقل شده است كه گفت :
فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ
يعنى فى ضلالتهم يتمادون به اين معنا كه در آنها در گمراهى خويش باقى خواهند ماند .
« طغيان » عبارت است از ، زياده روى و تجاوز از حد در كفر و ستمگرى . و اضافه شدن « طغيان » به « هم » دلالت بر اين دارد كه طغيان و باقى ماندن در ضلالت ، چيزى بوده است كه خودشان آن را كسب كردهاند .
« عمه » مانند « عمى » است كه جز اين كه « عمه » در خصوص رأى و نظر به كار مىرود و به معناى ترديد و تحيّر در كارى است ، به طورى كه شخص نمىداند به