سُبْحانَكَ
؛ يعنى منزه و پاكى از اين كه آنچه را روا نيست انجام دهى [ يعنى آسمان و زمين را بيهوده آفريده باشى ] .
فَقِنا عَذابَ النَّارِ
؛ پس به لطف و توفيق خود ما را از عذاب نگهدار .
كلمهء « هذا » اشاره است به « خلق » كه به معناى « مخلوق » مىباشد ، گويى خداوند فرموده : و يتفكرون فى مخلوق السموات و الأرض ؛ يعنى در مورد آنچه خداوند در آنها آفريده ، مىانديشند . و مىتوان گفت اشاره است به السموات و الأرض ، زيرا بر آنها نيز مخلوق صدق مىكند . و گويى منظور اين است كه پروردگارا ، تو اين آفريدهء عجيب را بيهوده نيافريدهاى .
همچنين مىتوان گفت « باطلا » ، حال از « هذا » است و « سبحانك » منزه دانستن خداوند است از اين كه چيزى را بيهوده و بدون حكمت بيافريند .
رَبَّنا إِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ
؛ در معنى اين جمله چند قول است :
1 - يعنى خدايا هر كس را به آتش افكنى در خوارى او چيزى را فروگذار نكردهاى . اين جمله نظير ،
فَقَدْ فازَ
« كسى كه داخل بهشت شد نجات يافت » ( آل عمران / 185 ) و از مادهء « خزى » به معناى ذلّت و خوارى است .
2 - مشتقّ از « خزى » اى است كه به معناى استحياء است ؛ يعنى او را در جايى قرار دادهاى كه شرم آور است .
وَ ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ
؛ لام اشاره است به
« مَنْ تُدْخِلِ النَّارَ »
؛ يعنى ، براى ستمگرانى كه تو در آتش مىافكنى هيچ ياورى نيست تا عذاب خدا را از آنان دفع كند .
رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً يُنادِي لِلْإِيمانِ
؛ در اين آيه مناديا مفعول واقع شده است ، زيرا با جملهء ينادى للايمان كه در حقيقت مسموع است توصيف شده است ، لام در « للايمان » به معناى « إلى » است يعنى بار خدايا ما نداى دعوت كنندهاى را شنيديم كه به سوى ايمان دعوت مىكرد .
گفته مىشود : ناداه لكذا و إلى كذا و دعاه له و إليه و نظير اينهاست ، هداه للطريق و إليه ؛ يعنى راه را به او نشان داد ، و او را به راه هدايت كرد . منظور از منادى