مىدارد نباشد .
« عظيم » نقيض « حقير » است چنان كه « كبير » نقيض « ضعير » مىباشد ، بنا بر اين « عظيم » برتر از « كبير » است ، چنان كه حقير پستتر از « ضعير » است .
« عظيم » و « كبير » هم در مورد « اجساد » استعمال مىشوند و هم در مورد حوادث و رويدادها ، مثلا گفته مىشود : رجل عظيم و كبير جثته او خطره يعنى مردى كه جثهاش عظيم و بزرگ است ، يا خطرش بسيار است .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 8 ]
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ ( 8 )
ترجمه
در ميان مردم كسانى هستند كه مىگويند به خدا و روز رستاخيز ايمان آوردهايم در حالى كه ايمان ندارند . ( 8 )
تفسير :
خداى سبحان [ در آيات قبل ] ، نخست از كسانى كه در نهان و آشكار به او ايمان آوردهاند [ يعنى مؤمنان ] و سپس از كسانى كه با قلب و زبان كافر شدهاند ، ياد كرده است ، و در اين آيه ، به معرّفى منافقان كه خلاف آنچه را در باطن معتقدند اظهار مىدارند ، پرداخته است و اين گروه يعنى منافقان در پيشگاه خدا پليدتر و مبغوضتر از كفارند . خداى سبحان وصف حال كفّار را ضمن دو آيه و وصف منافقان را ضمن سيزده آيه ، بيان فرموده است ، و حكايت منافقان معطوف به حكايت كفار شده است هم چنان كه جملهء بر جملهء ديگر عطف مىشود .
« ناس » در اصل « اناس » بوده و همزهاش براى تخفيف حذف شده است و در صورتى كه با « ال » تعريف ذكر شود لازم است ، همزه حذف گردد از اين رو « الاناس » گفته نمىشود ، و مؤيد اين كه « ناس » در اصل « اناس » بوده لفظ « انسان » و « انس » است كه داراى همزه [ و مرادف « ناس » ] مىباشند و سبب اين كه منافقان در آيه مورد بحث « ناس » ناميده شدهاند اين است كه آنان در اجتماع ظاهر شده و