تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
چنين آفريده شده است و مقصود اين است كه او بيش از حد بر آن كار پافشارى مىكند . و وجه ديگرى كه مىتوان براى اين نسبت ذكر كرد اين است كه چون خداى سبحان مىدانست اين دسته از كفار به هيچ وجه با ميل و ارادهء خويش به او ايمان نمىآورند و راهى جز اجبار و اكراه براى آنان باقى نمانده بود و از آنجا كه اجبار آنان به پذيرش ايمان موجب نقض غرض در تكليف است [ و خداى متعال منزّه از آن است ] از اين رو خداوند تعبير به « ختم » فرموده تا اعلان كند كه عناد و لجاجت آنها به نهايت درجه رسيده است و اصرار زيادى دارند كه در ضلالت و گمراهى باقى بمانند . « سمع » ، چون مصدر است و اصولا مصدر جمع بسته نمىشود ، از اين رو ، به صورت مفرد ذكر شده است ، مانند « بطن » در كلام عرب در اين جمله : كلوا فى بعض بطنكم تعفوا ، يعنى شكم را از غذا پر نكنيد تا سالم بمانيد . اين گونه كلمات را در مواردى مفرد مىآورند كه ايمن از اشتباه و توهّم باشند و چنان چه احتمال وقوع اشتباه باشد ، از ذكر آن به صورت مفرد خوددارى مىكنند و در صورتى كه جمع اراده شود ، نبايد گفته شود : « ثوبهم » و « غلامهم » [ چون با معناى مفرد اين كلمات اشتباه مىشود ] . « بصر » عبارت است از روشنايى چشم ، و آن نيرويى است كه بيننده با آن مىبيند . چنان كه « بصيرة » روشنايى دل است و به كمك آن حقايق بر انسان آشكار مىشود و در آنها تدبّر مىكند . « عذاب » در لفظ و معنى مانند « نكال » است ، زيرا گفته مىشود : اعذب عن الشيء يعنى از فلان چيز خوددارى كرد ؛ همان گونه كه گفته مىشود : نكل عنه يعنى از آن خوددارى كرد . سپس در معنا توسعه يافته ، و هر دردى زيادى « عذاب » ناميده شده است اگر چه آن عذاب ، نكال و عقابى كه فرد مجرم را از انجام جرم باز