يك از آن دو بايد تكيه كند ، گويا منظورشان از اين سخن انگيزهء نفس باشد يعنى فلانى به فكر پيدا كردن انگيزهاى براى انتخاب يكى از آن دو رأى است .
منظور از « نفس » در اين آيه خود منافقان هستند ، و مىتوان گفت مقصود از آن ، دلها ، و انگيزهها و آرا و عقايدشان مىباشد .
« شعور » يعنى آگاهى انسان نسبت به چيزى از طريق حس . و مقصود از مشاعر انسان ، حواس انسان است .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 10 ]
فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ بِما كانُوا يَكْذِبُونَ ( 10 )
ترجمه
در دلهاى آنها يك نوع بيمارى است ، خداوند بر بيمارى آنها مىافزايد و عذاب دردناكى به خاطر دروغهايى كه مىگويند در انتظار آنهاست . ( 10 )
تفسير :
در آيهء فوق از برخى حالات و عوارض قلبى از قبيل ، بد باورى ، كينه ، حسد و ديگر امورى كه همچون مرض سبب فساد و آفت دل مىشوند ، مجازا تعبير به « مرض » شده است ، چنان كه از حالات مقابل آنها نيز مجازا تعبير به « صحت و سلامت » مىشود . و مقصود از « بيمارى » در اين آيه ، كفر ورزيدن نسبت به پروردگار و كينه و حسدى است كه از پيامبر و مؤمنان ، در دل منافقان و كفّار وجود دارد .
فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً
؛ يعنى خدا بر بيمارى آنها مىافزايد ، زيرا آنان نسبت به آنچه از وحى كه بر پيامبر نازل مىشد ، كفر مىورزيدند و به همان نسبت بر كفر خويش مىافزودند و گويا خداى سبحان ، همان چيزى را بر « بيمارى » آنها افزود كه خود سبب ازدياد آن شده بودند ، و فعل « زاد » را به خود آنان كه مسبب زياد شدن