تفسير :
[ شأن نزول ] :
گويند : يكى از يهوديان بنام « ابو رافع » به همراه سرپرست هيأت اعزامى نجران ( روزى در مدينه خدمت پيامبر رسيدند و ) گفتند : اى محمّد آيا مىخواهى تو را بپرستيم و خدا بدانيم ؟ حضرت فرمود : پناه بر خدا كه غير او را بپرستم و يا به پرستش غير او فرمان دهم ، خداوند مرا براى چنين امرى مبعوث و مأمور نكرده است ، پس اين آيه نازل شد .
« حكم » يعنى حكمت و منظور از حكمت « سنّت » است ، يعنى براى هيچ بشرى شايسته و روا نيست كه مردم را به پرستش خود فرا خواند و پيامبران كه خداوند حكمت و نبوت را به آنها اختصاص داده است ، از اين عمل به دور مىباشند ، اين مطلب براى رد عقيده كسانى است كه به پرستش عيسى ( ع ) اعتقاد داشتند [ و مقام الوهيت براى او قائل بودند ] .
وَ لكِنْ كُونُوا رَبَّانِيِّينَ
؛ ( براى هيچ پيامبرى شايسته نيست كه بگويد مرا عبادت كنيد ) ولى سزاوار است كه بگويد « ربّانيين » باشيد .
« ربانى » منسوب است به « رب » و الف و نون [ و ياى نسبت ] به آن افزوده شده است ، چنان كه « لحيانىّ » منسوب به « لحيه » است .
و گفتهاند : « ربّانى » يعنى كسى كه سخت پاى بند دين خداست . و در اين كه منظور از « ربّانيين » در اين جا چيست ، چند قول است :
1 - يعنى علما و فقها باشيد .
2 - يعنى معلّم مردم باشيد و از علم خود به آنها بياموزيد ، چنان كه گفته مىشود : « انفق به مالك » يعنى از مال خود انفاق كن .
بِما كُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ
؛ به سبب اين كه شما عالم بوده و تدريس علم مىكنيد .
« تعلمون » از باب تفعيل نيز قرائت شده است .