مىكند نه براى غير آن . و مىتوان گفت : « هم » مبتدا و « المفلحون » خبر آن و « هم المفلحون » روى هم رفته ، خبر براى « اولئك » باشد . « مفلح » ( يعنى رستگارى ) كسى است كه به مطلوب خويش دست يافته و گويا راههاى دستيابى به پيروزى و موفقيّت به رويش باز شده است . و « مفلج » با « جيم » مانند « مفلح » است .
عَلى هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ
به « غنة » و « غير غنة » هر دو نحو ادغام شده است ، و « غنّة » صداى پنهانى است كه از بينى خارج مىشود ، و در تمامى قرآن تنوين و نون ساكن در رابطه با حروف ، از سه حكم پيروى مىكند :
1 - اظهار ، در حروف حلق ( هاء ، همزه ، حاء ، خاء ، عين و غين ) [ مانند : « من خطف » و « عذاب اليم » ] 2 - ادغام ، در حرف « ميم » مانند
هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ
، و
عَلى أُمَمٍ مِمَّنْ مَعَكَ
[ در اين دو مورد ، تنوين و نون ساكن در « ميم » ادغام شده است ] و در اين جا جز ادغام جايز نيست چون نون و « ميم » در « غنة » با هم مشتركند .
3 - اخفاء ، در ساير حروف مانند « من دابّة » و « من فيها » و اين نحوه از قرائت نزد جميع قرّاء ، جز ابو عمرو ، و حمزه و كسايى ، معمول بوده است ، ليكن اين سه تن اتّفاق نظر داشتهاند در اين كه ، تنوين و نون ساكن در « لام » و « را » نيز ادغام مىشود ، مثل هدى للمتقين ، و من ربهم و ادغام در « ياء » مورد اتفاق حمزه و كسايى هر دو بوده است مانند من يقول ، و ادغام در « واو » را فقط « حمزه » قايل شده است مانند ظلمات و رعد و برق . بنا بر اين ، « لام و راء و واو و ياء » نزد قرّاء سبع به منزلهء « ميم » است ، و جملگى « حروف يرملون » ناميده مىشود ، و « نون » نيز از اين رو كه در نون ساكن ادغام مىشود . جزو اين حروف محسوب مىشود ، مانند « منّى » و « منّا » .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 6 ]
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ ( 6 )