علمناهم يبثون
است يعنى بخشى از علومى را كه به آنان آموختهايم ، منتشر مىكنند .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 4 ]
وَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ ( 4 )
ترجمه
آنها به آنچه بر تو نازل شده و آنچه پيش از تو ( بر پيامبران پيشين نازل گرديده ) ايمان مىآورند و به رستاخيز يقين دارند . ( 4 )
تفسير :
احتمال مىرود كه مقصود از
الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ
مومنان از اهل كتاب مانند عبد اللَّه بن سلام و ديگران باشند . بنا بر اين « معطوف » [ كسانى ] غير از « معطوف عليه » خواهند بود . و ممكن است مقصود آيه ، توصيف همان افرادى باشد كه در آيات پيشين ، از آنان سخن به ميان آمد [ « متّقين » ] . و اگر منظور اين باشد معناى آيه اين است كه « متّقيان » علاوه بر برخوردارى از اوصاف ذكر شده در آيات پيشين به محتوى اين آيه نيز ايمان دارند . «
هُمْ يُوقِنُونَ
» كنايهاى به اهل كتاب است كه آنها رستاخيز را بر خلاف حقيقتش باور دارند و سخنشان از روى اعتقاد نيست .
« آخرة » مؤنّث « آخر » و صفت براى « دار » مىباشد به دليل آيهء شريفه :
تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ
؛ « ما اين دار ( بهشت ابدى ) آخرت را براى كسانى كه در زمين ارادهء علو و فساد و سركشى ندارند ، مخصوص مىگردانيم » ( قصص / 83 ) . كه « آخرة » صفت غالبى است [ يعنى از صفاتى است كه غالبا بدون موصوف به كار مىرود و بر آن دلالت مىكند ] ، لفظ « دنيا » نيز مانند « آخرة » است .
« إيقان » و « يقين » علمى است كه بعد از استدلال ، از طريق برهان حاصل