يُدْعَوْنَ إِلى كِتابِ اللَّهِ
؛ به كتاب خدا يعنى « تورات » دعوت مىشوند .
لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ
؛ تا حكم نمايد بين ايشان [ در مورد ابراهيم ( ع ) و اين كه آيين او اسلام بوده است نه دين يهود ] زيرا [ روزى ] رسول خدا ( ص ) وارد « مدارس » يهوديان [ جايى كه تورات در آنجا درس داده مىشد ] شد ، پس آنان را فرا خواند ، برخى از آن حضرت پرسيدند : تو بر كدام دين هستى ؟ حضرت پاسخ داد : بر آيين ابراهيم ( ع ) ، و آنان گفتند : ابراهيم ( ع ) يهودى بود ، پيامبر فرمود : همين تورات فعلى ميان من و شما داورى مىكند تا معلوم شود آيا ابراهيم يهودى بوده يا بر آيين اسلام مىزيسته است ؟ ولى يهوديان از مراجعه به تورات امتناع ورزيدند .
برخى گفتهاند : آيه در مورد سنگسار كردن [ كسى كه زناى محصنه كرده ] نازل شده است ، زيرا ميان آنان اختلاف شده بود در اين كه چنين حكمى در تورات هست يا نه ؟ [ پيامبر مىفرمود حكم سنگسار در تورات آمده است ولى دانشمندان يهود آن را انكار مىنمودند ] .
ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِنْهُمْ
؛ استبعادى براى روى گرداندن يهود از كتاب خداست پس از آن كه مىدانستند مراجعه به آن [ و تسليم حق شدن ] واجب است . و هم معرضون ؛ روى گرداندن از حق عادت آنان بود .
ذلِكَ
؛ يعنى اين اعراض و روى گردانى به خاطر اين بود كه
بِأَنَّهُمْ قالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيَّاماً مَعْدُوداتٍ
؛ مىگفتند آتش به ما نرسد ، مگر چند روز اندك و منظور از « ايام معدود » يا همان چهل روزى بوده [ كه در غياب موسى ( ع ) گوساله پرستى كردند ] يا منظور هفت روز است .
وَ غَرَّهُمْ فِي دِينِهِمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ
؛ دروغشان آنها را مغرور ساخت ، و آن اين بود كه مىگفتند :
نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ وَ أَحِبَّاؤُهُ
؛ « ما پسران و دوستان خداييم » ( مائده / 18 ) .
فَكَيْفَ إِذا جَمَعْناهُمْ لِيَوْمٍ لا رَيْبَ فِيهِ
؛ پس چه مىكنند هنگامى كه آنها را براى كيفر دادن گرد آوريم در روزى كه هر كس در دلايل وجود آن روز بنگرد ترديد نمىكند .