هر كس ديگر بار به مخالفت حكم خدا باز گردد ، خداوند از او انتقام مىگيرد » ( مائده / 95 ) [ كه در اين جا « ينتقم » كه جواب شرط است مجزوم نشده است ] .
وَ لا يَأْبَ الشُّهَداءُ إِذا ما دُعُوا
؛ در معناى اين جمله دو قول گفته شده است :
1 - اگر از گواهان براى شهادت دادن دعوت شد ، نبايد امتناع كنند .
2 - اگر گواهان را براى شاهد بودن فراخواندند نبايد خوددارى نمايند .
وَ لا تَسْئَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيراً أَوْ كَبِيراً إِلى أَجَلِهِ
؛ و شما گواهان نبايد دلتنگ شويد از نوشتن حق [ و مبلغ قرض ] ، كم باشد يا زياد ، تا مدّتى كه طرفين قرض بر آن توافق كردهاند .
« ذلكم » اشاره است به « ان تكتبوه » زيرا معناى مصدر دارد ، يعنى اين نوشتهها ، [ داراى سه فايده بزرگ است ] « اقسط عند اللَّه » نزد خدا به عدالت نزديك است . از « قسط » به معناى « عدل » است .
وَ أَقْوَمُ لِلشَّهادَةِ
؛ براى گواهى دادن و اقامه شاهد بهتر است .
وَ أَدْنى أَلَّا تَرْتابُوا
؛ و به نفى شك از مبلغ دين و مدّت آن ، نزديكتر مىباشد .
إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجارَةً حاضِرَةً
؛ منظور از « تجارة » عوضى است كه در معامله معاوضه مىشود و معناى آيه اين است : مگر اين كه معاملهء شما از هر دو طرف نقدى باشد در همان وقت پول در دست فروشنده و جنس در دست خريدار قرار گيرد كه در اين صورت باكى و اشكالى بر شما نيست كه سندى در مورد آن معامله ننويسيد ، زيرا تو همانى كه در قرض دادن به يكديگر وجود دارد ، در چنين معامله و داد و ستدى نيست .
تُدِيرُونَها بَيْنَكُمْ
؛ دست به دست بگردانيد [ براى تأكيد نقد بودن معامله است ] و « تجارة حاضرة » كه به نصب قرائت شده معنايش اين است كه مگر اين تجارت و داد و ستد شما حضورى و نقدى باشد .
وَ أَشْهِدُوا إِذا تَبايَعْتُمْ
؛ و موقعى كه خريد و فروش مىكنيد در مورد آن گواه بگيريد ، در اين جمله دستور داده شده كه در هر معاملهاى چه نقدى ، چه نسيه ، گواه