تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
كند . سپس خداوند به صورت مقيّد امر به نوشتن كرده است .
وَ لْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ
؛ املا كننده بايد كسى باشد كه مديون و بدهكار است ، زيرا او با امضاى خود ثابت مىكند كه حقى از ديگرى بر ذمّه اوست و به آن اقرار مىكند . « املاء » و « املال » دو لغت جداگانه است و قرآن از هر دو سخن به ميان آورده ، چنان كه در جاى ديگر مىفرمايد :
فَهِيَ تُمْلى عَلَيْهِ
؛ « پس آن افسانه‌ها بر او پيامبر - املا مىشود » ( فرقان / 5 ) « 1 » .
وَ لا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئاً
؛ و بدهكار نبايد در املا كردن چيزى را از حق فروگذار كند . [ سپس خداوند حكم كسى را كه توانايى بر املاء و امضاء ندارد ، بيان مىكند و مىفرمايد : ] .
فَإِنْ كانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهاً أَوْ ضَعِيفاً
؛ و اگر كسى كه بدهكار است « سفيه » باشد ، يعنى به خاطر از بين بردن اموالش از تصرف در آن منع شده باشد و يا جاهل به املا باشد ، و يا اين كه ضعفى در عقل او باشد يعنى كودك باشد و يا در اثر پيرى خوب نتواند درك كند .
أَوْ لا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ
؛ و يا اين كه خود او در اثر لكنت زبان و يا گنگى قدرت بر املا نداشته باشد .
فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ
؛ پس كسى كه سرپرستى او را به عده دارد بايد املا كند ، يعنى بدهكار اگر كودك است « وصى » او و اگر سفيه است « وكيل » او و يا اگر قادر به سخن گفتن نيست ، سخنگوى او ، املا كند و او آن را تصديق كند . منظور از جملهء
« لا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ »
اين است كه اگر بدهكار خودش نتواند املا كند ، به وسيلهء شخص ديگرى كه مقصود و سخن او را بيان كند ، بايد املا نمايد .
هامش
( 1 ) - « املاء » از ريشهء « ملى » و « املال » از « ملل » و هر دو به معناى ديكته كردن است . - م .
تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 366 | الشيخ الطبرسي / شادمهرى