تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
نكنيد ، و هر كس آن را كتمان كند قلبش گناهكار است و خداوند به آنچه انجام مىدهيد دانا است . ( 283 )

تفسير :

عَلى سَفَرٍ
؛ و در صورتى كه شما [ معامله كنندگان و قرض دهندگان ] در سفر باشيد .
فَرِهانٌ
؛ « رهان » چيزى است كه گرو مىگذارند ، و « فرهن » نيز قرائت شده است و هر دو جمع « رهن » است و گاهى « رهن » مخفّف شده و « رهن » گفته مىشود . مقصود آيه اين نيست كه رهن گرفتن اختصاص به سفر دارد ، ولى چون در سفر احتمال اين وجود دارد كه به نويسنده و شاهد دسترسى نباشد ، از اين رو به شخص مسافر به طور ارشادى امر شده كه جهت حفظ مال خويش به جاى تنظيم سند و شاهد گرفتن ، وثيقه گرفته و آن را در اختيار داشته باشد ، زيرا شرط صحّت « رهن » ، « قبض » است يعنى گرو حتما بايد در اختيار طلبكار باشد .
فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُمْ بَعْضاً
؛ و اگر طلبكار نسبت به بدهكار خود ، اطمينان دارد و او را امين مىداند .
فَلْيُؤَدِّ الَّذِي اؤْتُمِنَ أَمانَتَهُ
؛ در اين صورت بدهكار موظّف است كه امانت و طلب او را انكار نكرده و آن را به طور كامل و در وقت معيّن به صاحبش بپردازد و حق ندارد طلب او را به امروز و فردا موكول كرده و از وقت مقرّر تأخير بيندازد . و از اين رو كه طلبكار ، بدهكار را امين دانسته و از او وثيقه‌اى در خواست نكرده « طلب » او « امانت » ناميده شده است .
وَ لا تَكْتُمُوا الشَّهادَةَ
؛ اين جمله خطاب به گواهان است ، يعنى نبايد در وقتى كه براى شهادت دعوت شدند ، گواهى خود را كتمان دارند .
وَ مَنْ يَكْتُمْها
؛ و كسى كه شهادت را كتمان مىكند با اين كه يقين به مورد آن و قدرت بر شهادت دادن دارد .
فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ
؛ « اثم » خبر « ان » است و « قلبه » فاعل « اثم » و مرفوع است و گويا گفته شده : « فانه ياثم قلبه » يعنى كتمان كردن شهادت از گناهان بزرگ قلب