تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
تاست ] كه يكى پس از ديگرى و به طور جداگانه واقع شود نه اين كه بيكباره با دو يا سه طلاق جدايى حاصل گردد و مقصود از « مرّتان » اين معنا نيست مانند آيهء
ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ
؛ « دو بار با چشم بصيرت دقت كن » ( ملك / 4 ) . بلكه براى بيان عدد طلاق است .
فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ
؛ پس از آن كه صدر آيه به مؤمنان آموخت كه طلاق را چگونه انجام دهند ، مىفرمايد : [ آنان در طلاق رجعى پس از دو طلاق ] مخيرند كه يا بازهم رجوع كرده و به نيكى و با رعايت حقوقشان با آنها رفتار كنند ، و يا آنان را به طور شايسته‌اى رها نمايند . بعضى گفته‌اند معناى آيه اين است كه « طلاق رجعى » دو بار صورت مىگيرد ، زيرا پس از طلاق سوّم حق رجوع ندارد تا اين كه مخيّر باشد يا رجوع كند و زن را به نيكى نگه دارد و يا او را رها كرده و رجوع ننمايد و با پايان يافتن عده از او جدا شود . و برخى ديگر گفته‌اند : منظور از « تسريح باحسان » طلاق سوّم است ، و روايت شده است كه شخصى از پيامبر اكرم ( ص ) سؤال كرد [ كه دو طلاق از « الطلاق مرتان » استفاده مىشود ولى ] طلاق سوّم از كجا به دست مىآيد ؟ حضرت فرمود از جملهء « او تسريح بإحسان » .
وَ لا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَأْخُذُوا مِمَّا آتَيْتُمُوهُنَّ
؛ خطاب به شوهران است يعنى بر شما حلال نيست كه در موقع طلاق آنچه از مهر به زنان داده‌ايد ، بازپس گيريد .
إِلَّا أَنْ يَخافا
؛ مگر اين كه زن و شوهر بترسند [ كه در اثر بغض و عداوت و نافرمانى ] در موارد لزوم به حدود و احكام الهى عمل نشود ، و به خاطر نشوز و سرپيچى زن و بد خويى او هر يك از زن و شوهر به وظايف زناشويى خود عمل نكنند .
فَلا جُناحَ عَلَيْهِما فِيمَا افْتَدَتْ
؛ و باكى نيست بر مرد در آنچه مىگيرد و بر زن در آنچه مىدهد .