فلان عرضه دون الخير يعنى فلانى مانع امر خير است .
« عرضه » به معناى در معرض چيزى قرار گرفتن نيز مىآيد ، چنان كه شاعر عرب مىگويد :
دعونى أنح و جدا كنوح الحمائم * و لا تجعلونى عرضة للوائم
يعنى : مرا رها كنيد و بگذاريد از شوق بسان ناله كبوتران ناله كنم ، و شما اى مردمان مرا در معرض سرزنشهاى خود قرار ندهيد .
با توجه به معنى اوّل « عرضة » معناى آيه اين است كه مردمانى [ مانند عبد اللَّه بن رواحه كه آيه دربارهء او نازل شده بود ] سوگند خورده بودند كه برخى از كارهاى نيك را از قبيل صلهء رحم و جز آن انجام ندهند ، و بعد [ كه مورد سرزنش قرار مىگرفتند و براى انجام كار نيك تشويق مىشدند ] مىگفتند مىترسيم سوگند خود را بشكنيم و چون مىخواستند به سوگندى كه خورده بودند عمل نمايند ، كار نيك - صلهء رحم و . . . - را ترك مىكردند ، سپس اين آيه نازل شد فرمود :
وَ لا تَجْعَلُوا اللَّهَ عُرْضَةً لِأَيْمانِكُمْ
؛ سوگند به خدا را مانع انجام كار نيك قرار ندهيد .
و در اين آيه « مورد قسم » ، « قسم » ناميده شده ، زيرا اين دو همواره همراه يكديگرند . چنان كه در روايتى آمده است كه اذا حلفت على يمين يعنى هر گاه قسم خوردى به چيزى كه به آن قسم مىخورند .
أَنْ تَبَرُّوا وَ تَتَّقُوا وَ تُصْلِحُوا
؛ اين جمله « عطف بيان » است براى « لايمانكم » و معناى آيه اين است كه سوگند به خدا را مانع انجام كار نيك و پرهيزكارى و اصلاح در ميان مردم قرار ندهيد .
« لام » در
« لِأَيْمانِكُمْ »
متعلّق به فعل
« لا تَجْعَلُوا »
است و مىتوان گفت ، متعلّق است به « عرضة » زيرا « عرضة » به معناى اعتراض ( مانع شدن ميان دو چيز ) مىباشد ، و در اين صورت معناى جمله اين است كه : سوگند به خدا را چيزى كه مانع نيكى باشد قرار ندهيد . از قبيل « اعترضنى كذا » .