در حالى نازل شده كه هدايتگر مردم به سوى حق و خود از نشانههاى روشن اين هدايت و نيز جدا كنندهء حق از باطل بود .
در اين آيه نخست از قرآن به عنوان كتاب هدايت ياد شده و سپس آن را از نشانههاى روشنى كه خداوند به وسيله آن مردم را به سوى حق هدايت مىكند ، معرّفى نموده و بدين وسيله ميان كتابهاى آسمانى بر حق و كتابهاى باطل فرق گذارده است .
فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ
؛ كسى كه در ماه رمضان ، در وطنش حاضر و مقيم نباشد ، بايد همان ماه را روزه بگيرد و بدون عذر نبايد افطار كند .
« الشهر » منصوب است بنا بر بر ظرف بودن ، و همچنين « ها » در « فليصمه » نه اين كه مفعول به باشند ، زيرا مقيم و مسافر هر دو ماه را مىبينند . « 1 »
وَ مَنْ كانَ مَرِيضاً أَوْ عَلى سَفَرٍ
؛ ميزان در مرضى كه موجب افطار روزه مىشود ، ترس از زياد شدن بيش از اندازهء آن است . و ميزان در سفرى كه باعث افطار كردن است [ طبق نظر اماميّه با قيد اين كه سفر بايد مباح و در راه طاعت خدا باشد ] هشت فرسخ بودن « 2 » مسافت است .
يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ
؛ خداوند مىخواهد احكام را بر شما آسان كند و شما را به مشقّت نيندازد از اين رو حرج در دين را نفى فرموده و شما را به آيين حق و ثابتى هدايت كرده كه هيچ گونه تكلّف و زحمتى در آن به چشم نمىخورد و همين كه به مريض و مسافر دستور داده تا روزهء خود را افطار كنند . مؤيد آن است .
وَ لِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ
؛ فعل معلّل حذف شده و جملات قبل دلالت بر حذف آن داشته و تقدير آيه چنين است : و شرع لكم ذلك لتكملوا العدة و لتكبروا اللَّه على ما
هامش
( 1 ) - و چنان كه « الشهر » را مفعول به بدانيم معناى آيه اين است كه هر كس ماه را ديد بايد روزه بگيرد ، در صورتى كه مقصود آيه تنها اين نيست . - م .
( 2 ) - از نظر شافعى ميزان 16 و حنفى 24 فرسخ است .