تَخْفِيفٌ مِنْ رَبِّكُمْ
؛ اين كه شما ميان قصاص و گرفتن ديه و عفو مخيّر مىباشيد ، تخفيف و رحمتى از جانب پروردگار است در صورتى كه براى اهل تورات تنها قصاص يا عفو مقرر شده بود و گرفتن ديه حرام بود . و براى اهل انجيل فقط عفو يا ديه معيّن گرديده بود . و قصاص بر آنها حرام شده بود .
فَمَنِ اعْتَدى بَعْدَ ذلِكَ
؛ منظور از « اعتداء » اين است كه قاتل را پس از قبول ديه يا عفو قصاص نمايند ، بعضى گفتهاند : مقصود اين است كه در قصاص از كيفيّت معيّن در شرع تجاوز كند و غير قاتل را بكشند .
فَلَهُ عَذابٌ أَلِيمٌ
؛ او در آخرت مشمول عذاب دردناك خواهد بود .
وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ
؛ براى شما در قصاص زندگى است .
اين آيه در نهايت فصاحت و بلاغت است ، زيرا « قصاص » با وجود اين كه خود نوعى قتل و سلب زندگى است ، ظرف و محل حيات واقع شده است .
الف و لام در « القصاص » ، الف و لام « جنس » و براى « تعريف » است ، « حيات » نكره است و تنكير افاده تعظيم مىكند . بنا بر اين منظور آيه اين است كه اصل تشريع چنين حكمى يعنى « قصاص » مايه حياتى عظيم براى شماست .
اهميّت حكم « قصاص » از اين روست كه مردم جاهلى به خاطر يك نفر جمعيّت زيادى را مىكشتند ، و گاه به جاى قاتل فرد ديگرى - از افراد خانواده يا قبيلهء او - را به قتل مىرساندند و اين خود موجب قتلهاى بيشتر و فتنه و آشوب مىشد .
بنا بر اين « قصاص » از اين جهت اهميّت دارد و مايهء حيات جامعهء بشرى است ، كه قاتل وقتى بداند در صورت مرتكب شدن قتلى ، به حكم قصاص مجازات مىشود ، اين امر تا حد زيادى او را از ارتكاب آن جرم باز مىدارد ، در نتيجه « قصاص » موجب حفظ حيات قاتل و كسى كه وى ارادهء قتل او را داشته ، مىشود .
لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ . . .
؛ در معناى « تتقون » دو قول است :