تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
بنده‌اى كشته نمىشود ، بلكه بايد او را به شدت مضروب ساخت و ديه مقتول را گرفت . و مرد نيز در مقابل كشتن زن به قتل نمىرسد مگر اين كه نصف ديهء مرد به اهلش پرداخت شود .
فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ . . .
؛ كلمهء « شىء » بر چيز مبهمى از « عفو » - صرف نظر كردن از قصاص يا بخشيدن تمام ديه يا مقدارى از آن - قابل حمل است چنان كه گفته مىشود : سير بزيد بعض السير يعنى او مقدارى از مسير را با زيد همراه بود . و درست نيست كه « شىء » در معنا « مفعول به » باشد ، زيرا « عفى » از فعلهايى است كه مفعول بىواسطه نمىگيرد . چنان كه گفته مىشود : « عفوت له ذنبه » و « عفوت لفلان عما جنى » و « عفوت عن فلان و عن ذنبه » و در اين جملات فعل « عفا » نسبت به « مذنب » با « لام » و نسبت به « جانى » و « ذنب » با « عن » متعدى شده است . « شىء » ، « نكره » است و ابهام دارد و منظور از « شىء من العفو » اين است كه چنان چه برخى از اولياى مقتول از حق قصاص صرف نظر كردند قصاص ساقط مىشود و فقط مىتوانند خونبها را مطالبه نمايند . منظور از « اخيه » ولى مقتول است ، و از اين رو تعبير به اخوت و برادرى شده تا عواطف برادرى و اسلامى قاتل و ولى مقتول نسبت به يكديگر برانگيخته شود .
فَاتِّباعٌ بِالْمَعْرُوفِ . . .
؛ بر عفو كننده و عفو شونده لازم است روشى نيكو در پيش گيرند . به اين معنى كه قاتل و اولياى وى با رضايت و خشنودى خونبها را بپردازند و اولياى مقتول نيز در مطالبهء ديه سختگيرى نكنند .
وَ أَداءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسانٍ
؛ قاتل در صورت امكان بدون معطّلى و سهل انگارى بايد ديه را بدهد و آن را پايمال نكند . « ذلك » : اشاره است به حكم آنچه ذكر شد ، از قبيل « قصاص » ، « عفو » يا « ديه » .