پيامبر اكرم ( ص ) انتظار مىكشيد كه وحى از آسمان نازل شده و فرمان تغيير قبله از بيت المقدس به جانب كعبه صادر شود . و علّت اين كه پيامبر دوست مىداشت « كعبه » قبلهء مسلمانان باشد اين بود كه خانهء « كعبه » قبلهء ابراهيم و پدران آن حضرت بود و نيز اعراب آن را دوست مىداشتند و « كعبه » محل طواف آنان بود و به آن افتخار مىكردند . لذا قبله بودن آن موجب جلب توجه آنان به دين اسلام مىگرديد و انگيزه بهترى براى دعوت آنان به ايمان و اسلام فراهم مىشد از اين رو پيامبر دوست مىداشت كه « كعبه » قبلهء مسلمانان باشد .
[ مجاهد مىگويد : ] « اين امر به علت مخالفت با يهود بود » [ زيرا آنان مىگفتند : محمّد ( ص ) با دين ما مخالفت مىكند ولى از قبله ما تبعيّت مىنمايد . ]
فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها . . .
؛ اكنون تو را به سوى قبلهاى كه دوست مىدارى باز مىگردانيم .
« لنولينك » از قبيل كلام عرب است كه مىگويد : « وليته كذا » اى جعلناه واليا عليه ( يعنى قدرت و توانايى دادم به وى و او را مسلط گردانيدم ) . بنا بر اين در معنى آيه دو احتمال وجود دارد :
1 - ما خواستهء تو را به تو عطا نموديم و امكان روى نمودن تو را به قبلهاى كه دوست دارى فراهم ساختيم .
2 - ما تو را چنان قرار داديم كه روى تو به سوى كعبه باشد نه به سوى بيت المقدس .
فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ . . .
؛ مقصود اين است كه روى خود را به طرف مسجد الحرام بگردان .
بعضى گفتهاند : تغيير قبله در ماه رجب دو ماه قبل از وقوع جنگ بدر و هنگام زوال آفتاب در حالى كه رسول اكرم ( ص ) در مسجد بنى سلمة دو ركعت از نماز ظهر را با اصحاب بجا آورده بودند ، انجام گرفت ، و در يك لحظه پيك وحى بازوان پيامبر ( ص ) را گرفت و از بيت المقدس به سوى كعبه برگردانيد به طورى كه زنها