تفسير :
« لام » در
« لَئِنْ أَتَيْتَ »
براى قسم و جمله
« ما تَبِعُوا قِبْلَتَكَ »
جواب براى قسم محذوف است و جايگزين جواب شرط نيز شده است ، و معناى آيه اين است كه هر نوع دليل و برهان محكمى اقامه نمايى بر اين كه توجه تو به سوى كعبه بر حق است آنها [ علماى اهل كتاب ] از قبلهء تو پيروى نخواهند كرد . زيرا آنچه موجب شده كه از تو پيروى نكنند عناد و غرور آنهاست . نه شك و ترديدى كه برهان آن را بر طرف سازد . از اين رو كه آنها اوصاف تو و حقّانيّت آئين تو را در تورات خوانده و دانسته بودند .
وَ ما أَنْتَ بِتابِعٍ قِبْلَتَهُمْ . . .
؛ اين آيه طمع اهل كتاب در پيروى پيامبر از قبلهء آنان را قطع مىكند . زيرا مىگفتند ، اگر محمّد ( ص ) بر قبلهء ما باقى بماند مىتوان اميد داشت كه او همان مصلح موعودى است كه در انتظارش بوديم .
وَ ما بَعْضُهُمْ بِتابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ . . .
؛ منظور اين جمله اين است كه گرچه يهود و نصارى در پيروى نكردن از تو اى پيامبر متحدند ، در قبله با يكديگر اختلاف دارند و اميد نمىرود به يك قبله نماز بگزارند زيرا نصارى به سمت شرق [ مكانى كه عيسى ( ع ) در آن تولد يافته است ] توجه كرده و آن را قبلهء خود مىدانند و يهود به طرف بيت المقدس رو مىكنند .
وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ
؛ پس از آن كه از جملهء
« ما أَنْتَ بِتابِعٍ قِبْلَتَهُمْ »
حال پيامبر ( ص ) نزد خداوند معلوم شد ، معناى آيه اين است كه اى پيامبر با روشن بودن بطلان قبلهء اهل كتاب ، بر فرض كه از قبلهء آنان پيروى نمايى از كسانى خواهى بود كه مرتكب ستمى ناروا شده است .
در اين آيه خداوند كسانى را كه پس از آشكار شدن ، دليل از پذيرش آن خوددارى مىكنند ، تهديد كرده و آنان را مستحق عذاب دانسته است .