وَ إِذا خَلا بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ
؛ و هر گاه در مكان خلوتى كه جز خودشان كسى در آن جا نبود ، يكديگر را ملاقات مىكردند مىگفتند :
أَ تُحَدِّثُونَهُمْ بِما فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ
. چرا با آنها ( مؤمنان ) از آنچه خدا در تورات راجع به اوصاف محمّد ( ص ) بيان فرموده ، سخن مىگوييد ؟
لِيُحَاجُّوكُمْ بِهِ عِنْدَ رَبِّكُمْ
؛ تا عليه شما به آنچه پروردگارتان در كتابش نازل كرده احتجاج كنند . « عند اللَّه » يعنى « فى كتاب اللَّه » چنان كه گفته مىشود فلان چيز نزد خدا حلال است يعنى در كتاب خدا حلال شده است . يا منظور از جملهء
« لِيُحَاجُّوكُمْ بِهِ . . . »
اين است كه چرا از صفات پيامبر اسلام با مؤمنان سخن مىگوييد تا آنها در ايمان آوردنشان به پيامبر نزد خدا دليلى عليه شما داشته باشند چون شما با اين عمل صحت نبوت پيامبر را از تورات خبر مىدهيد .
أَ فَلا تَعْقِلُونَ
؛ چرا درك نمىكنيد كه بازگو كردن اوصاف محمّد ( ص ) كه در تورات آمده دليلى بر ضد شماست ؟
أَ وَ لا يَعْلَمُونَ
؛ آيا آن گروه يهودى نمىدانند ان اللَّه يعلم ما يسرون و ما يعلنون ؛ كه خداوند از كفر و تكذيب آنان نسبت به پيامبر ( ص ) [ در موقع ملاقات يكديگر ] و از اظهار ايمان كردن آنها [ در وقت ملاقات با مؤمنان ] آگاه است ؟ !
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 78 ]
وَ مِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لا يَعْلَمُونَ الْكِتابَ إِلاَّ أَمانِيَّ وَ إِنْ هُمْ إِلاَّ يَظُنُّونَ ( 78 )
ترجمه
و پارهاى از آنها عوامانى هستند كه كتاب خدا را جز يك مشت خيالات و آرزوها نمىدانند ، و تنها به پندارهايشان دل بستهاند ! ( 78 )
تفسير :
منظور از « اميون » آن دسته از افراد يهودند كه [ خواندن و ] نوشتن را خوب نمىدانند تا تورات را مطالعه كنند و پيرامون احكام و مقرّرات آن تحقيق نمايند .
لا يَعْلَمُونَ الْكِتابَ إِلَّا أَمانِيَّ
؛ آنان تورات را نمىدانند ، جز پندارها و امتيازات موهومى كه براى خود قائل بودند ، چنان كه گمان مىكردند خداوند آنها را عفو