تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
براى آبيارى زراعت آب كشى نكرده باشد . « لا » در اوّل براى نفى و دوّمى براى تأكيد اوّلى است زيرا اگر دو فعل « تثير » و « تسقى » صفت براى « ذلول » باشند معناى جمله چنين مىشود : آن گاو رام نشده باشد براى شخم زدن و آبيارى . و گويا گفته شده است : لا ذلول مثيرة و ساقية يعنى با شخم زدن و آب دادن مزارع رام نشده باشد .
« مُسَلَّمَةٌ »
يعنى خداوند آن را از هر عيبى سالم قرار داده يا صاحبش آن را از كاركردن معاف داشته ، يا خالى از رنگهاى گوناگون باشد .
لا شِيَةَ فِيها
؛ با زردى آن ، رنگ ديگرى در آميخته نباشد يعنى تمام قسمتهاى بدنش حتى شاخها و سمهايش زرد باشد . « شية » در اصل مصدر است از ريشهء « و شاه » « وشيا » و « شية » و در موردى استعمال مىشود كه رنگى با رنگ ديگر در هم آميخته باشد . از همين ريشه است : ثور موشى القوائم ؛ يعنى گاوى كه دست و پاى آن رنگارنگ است .
قالُوا الْآنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ
؛ قوم گفتند : اكنون حقيقت امر را بيان و حق را روشن ساختى كه چه گاوى داراى تمام اين اوصاف است پس آن را ذبح كردند ، . . .
وَ ما كادُوا يَفْعَلُونَ
؛ اين جمله بيانگر كندى و تعلل ورزيدن آنها در ذبح كردن گاو است ، زيرا سؤالات آنان تمام نشده بود و در صدد نافرمانى از اين دستور بودند . گفته شده : آنان به دليل گران بودن قيمت گاو و يا از بيم شناخته شدن قاتل قصد داشتند از ذبح آن خوددارى كنند . و امّا اختلاف دانشمندان در اين كه آيا وظيفه آنان تنها كشتن گاوى بود كه داراى رنگ و اوصاف خاصّى باشد يا تكليفشان متعدد و متغيّر بود ؟ چون هر بار كه مراجعه مىكردند و سؤالشان اين بود كه چگونه گاوى بايد ذبح كنند ، مصلحت آنان ايجاب مىكرد كه تكليف عوض شود ، در اين مورد نظرات مختلفى در تفسير كبير مجمع البيان ذكر شده است و كسانى كه مايلند از آن اطلاع حاصل نمايند