تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣

تفسير :

« فاقع » تاكيد براى « صفراء » است نه اين كه خبر براى « لون » باشد ، « لونها » فاعل « فاقع » است ، زيرا « لون » ( رنگ ) علت « صفراء » ( زرد ) و همراه آن است . پس تفاوت نمىكند كه گفته شود : « صفراء فاقع لونها » ( زردى كه رنگش زرّين است ) يا « صفراء فاقعة » ( زرد خالص ) . از وهب نقل شده است ؛ رنگ آن گاو به گونه‌اى بود كه هر كس به او نگاه مىكرد ، خيال مىكرد شعاعى همچون نور خورشيد از پوست آن خارج مىشود .
تَسُرُّ النَّاظِرِينَ
؛ بينندگان را به نشاط و سرور در مىآورد . « سرور » عبارت است از لذت بردن دل هنگام حصول منفعت و يا انتظار دست يافتن به آن .
« ما هِيَ »
را به عنوان پرسش از خصوصيات گاوى كه خداوند آنان را مأمور كشتن آن كرده بود بار دوّم تكرار كرده‌اند تا اوصاف بيشتر آن مطّلع شوند . از پيامبر اكرم ( ص ) نقل شده است كه فرمود : اگر اين جماعت گاوى معمولى را ذبح كرده بودند كفايت مىكرد ولى به خاطر پرسشهاى پياپى و سختگيرى خودشان ، خدا بر آنان سخت گرفت ، و سرسختى شوم و پليد است .
إِنَّ الْبَقَرَ تَشابَهَ عَلَيْنا
؛ زيرا كه آن گاو براى ما مشتبه است و گاوى كه داراى اين اوصاف باشد كه جوان باشد و فقط يك يا دو بچه زاييده باشد و رنگش زرد خالص باشد بسيار است و ما نمىدانيم كدام يك را بايد ذبح كنيم ؟
وَ إِنَّا إِنْ شاءَ اللَّهُ لَمُهْتَدُونَ
؛ ما در اثر لطف و عنايت و تعريف كامل خداوند انشاء اللَّه هدايت خواهيم يافت و گاو با اين خصوصيات را خواهيم يافت ، و شايد مقصود اين باشد كه با لطف و عنايت خداوند قاتل معرّفى و شناخته خواهد شد . و در حديث آمده است : اگر بنى اسرائيل انشاء اللَّه نمىگفتند هرگز آن گاو با آن خصوصيات را پيدا نمىكردند .
لا ذَلُولٌ تُثِيرُ الْأَرْضَ وَ لا تَسْقِي الْحَرْثَ
؛ گاوى كه براى شخم زدن زمين رام نشده باشد و