قالُوا أَ تَتَّخِذُنا هُزُواً
؛ گفتند : موسى ما را استهزا مىكنى ؟
قالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجاهِلِينَ
؛ موسى گفت به خدا پناه مىبرم از اين كه از استهزا كنندگان باشم . اين تعبير دلالت دارد بر اين كه استهزا جز از نادان صادر نمىشود . « 1 » « هزوا » ، « هزؤا » و « هزءا » نيز قرائت شده است مانند « كفوأ » و « كفوأ » با دو ضمّه و واو .
قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّكَ
؛ عبد اللَّه بن مسعود آيه را چنين قرائت كرده است : « سل لنا ربك » [ كه معنا و مفهوم هر دو قرائت يكى است ]
« ما هِيَ »
سؤال از خصوصيّات و اوصاف آن ماده گاو است و علّت اين سؤال اين بود كه آنها تعجّب كرده بودند از اين كه با زدن عضوى از گاو بىجان بر بدن مقتول او زنده شود ، از اين رو از صفات و خصوصيات اين گاو عجيب و غريب سؤال نمودهاند .
قالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ لا فارِضٌ وَ لا بِكْرٌ
؛ موسى گفت خداوند مىفرمايد : آن گاوى است كه نه پير و از كار افتاده و نه جوان و نو پاست . فرضت البقرة يعنى گاو پير شد .
عَوانٌ بَيْنَ ذلِكَ
؛ ميان آن دو - فارض و بكر - است يعنى حد وسط ميان كوچك و بزرگ است .
پرسش : چرا لفظ « بين » كه براى دو و بيشتر از دو چيز به كار مىرود بر
هامش
( 1 ) - زيرا كسى كه استهزا مىكند از دو حال خارج نيست ، يا خلقت و چگونگى او را مورد استهزا ، قرار مىدهد ، يا كردارى از كردارهاى او را به باد تمسخر مىگيرد و هيچ كدام صلاحيّت استهزا را ندارد زيرا خلقت امرى است غير اختيارى و از دايرهء قدرت مخلوق بيرون است ، و اگر كردار و عمل انسان زشت و ناپسند باشد ، در اين صورت لازم است صاحب عمل از زشتى عمل خويش آگاه شود تا حالت تنفّر و انزجار از آن عمل در او به وجود آيد ، و در اين صورت نيز استهزا درست نيست و در حقيقت خود اين استهزا عمل زشت و گناه بزرگى است كه جز از نادان سر نمىزند . - م .