كه بايد بگويند گفتند و فرمان خدا را امتثال نكردند ، و به جاى اين كه بگويند « حطّه » گفتند « حنطه » ( گندم ) و گفته شده است : به جاى آن گفتند : « حطا سمقاثا » يعنى گندم سرخ و در هر حال مقصودشان استهزا و تمسخر بود نسبت به دستورى كه به آنان داده شده بود .
تكرار
« الَّذِينَ ظَلَمُوا »
براى تقبيح تمرّد و سرپيچى آنان از فرمان خدا و اشاره به اين است كه به خاطر ظلم و گناهى كه كردند از آسمان عذاب بر آنها نازل شد .
« رجز » يعنى عذاب ، و نقل شده كه [ ابن زيد مىگويد ] تنها در يك ساعت بيست و چهار هزار نفر از بزرگان و پير مردانشان هلاك شدند .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 60 ]
وَ إِذِ اسْتَسْقى مُوسى لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصاكَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَيْناً قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُناسٍ مَشْرَبَهُمْ كُلُوا وَ اشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ ( 60 )
ترجمه
و ( به خاطر بياور ) زمانى را كه موسى براى قوم خويش طلب آب كرد ، به او دستور داديم عصاى خود را بر سنگ مخصوص بزن ، ناگاه دوازده چشمهء آب از آن جوشيد ، به طورى كه هر يك ( از طوايف دوازدهگانه بنى اسرائيل ) چشمه مخصوص خود را مىشناخت ( و گفتيم ) از روزيهاى الهى بخوريد و بياشاميد و در زمين فساد نكنيد و فساد را گسترش ندهيد . ( 60 )
تفسير :
قوم موسى كه همان بنى اسرائيل بودند ، در موقع سرگردانى در وادى « تيه » از تشنگى خود پيش موسى شكايت كردند و از او آب طلبيدند و موسى از خدا خواست كه آنها را سيراب كند .
فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصاكَ الْحَجَرَ
؛ به او وحى كرديم عصايت را به سنگ بزن .
الف و لام « الحجر » يا براى « عهد » است و مقصود از آن سنگ مخصوص و معيّنى است چنان كه نقل شده است كه اين سنگ ، همان بوده است كه موسى آن را از كوه