تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
وَ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى . . .
« 1 » ؛ بر بنى اسرائيل انگبين مانند برف نازل مىشد و خداوند توسط بادى كه از سمت جنوب مىوزيد ، بلدرچين [ پرندگان كوچكى كه اغلب در گندم زارها مىباشند ] را مىفرستاد و هر كس به مقدار نياز خود از آنها صيد مىكرد .
كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ . . .
؛ و گفتيم بخوريد از اين طعامهاى لذيذ و يا
هامش
( 1 ) - مفسران در تفسير اين دو كلمه سخن بسيار گفته‌اند كه نيازى به ذكر همهء آنها نمىبينيم ، بهتر اين است ، نخست به معنى لغوى آنها ، سپس به ذكر تفسيرى كه از همه روشنتر به نظر مىرسد و با قراين آيات نيز هماهنگ‌تر است بپردازيم : « من » در لغت به گفته بعضى ، قطرات كوچكى همچون قطرات شبنم است كه بر درختان مىنشيند و طعم شيرينى دارد ( مفردات راغب ماده من ) ، يا به تعبير ديگر يك نوع صمغ و شيرهء درختى است با طعم شيرين ، و بعضى گفته‌اند طعم آن شيرين توأم با ترشى بوده است . « سلوى » در اصل به معناى آرامش و تسلّى است ، و بعضى از اربابان لغت و بسيارى از مفسران آن را يك نوع « پرنده » دانسته‌اند . طبق روايتى كه از پيامبر ( ص ) نقل شده كه فرمود : « الكمأة من المن » ( قارچ نوعى از من است ) معلوم مىشود « من » قارچهاى خوراكى بوده كه در آن سرزمين مىروييده است . بعضى گفته‌اند : مقصود از « من » تمام آن نعمتهايى است كه خدا بر بنى اسرائيل « منّت » گذارده و « سلوى » تمام مواهبى بوده كه مايه آرامش آنها مىشده است . در تورات مىخوانيم كه « منّ » چيزى مثل تخم گشنيز بوده كه شب در آن سرزمين مىريخته ، و بنى اسرائيل آن را جمع كرده مىكوبيدند و با آن نان درست مىكردند كه طعم نان روغنى داشته است . احتمال ديگرى نيز وجود دارد و آن اين كه در اثر بارانهاى نافعى كه به لطف خداوند در مدّت سرگردانى بنى اسرائيل در آن بيابان مىباريد ، اشجار آن محيط صمغ و شيرهء مخصوصى بيرون مىدادند و بنى اسرائيل از آن استفاده مىكردند . بعضى ديگر نيز احتمال داده‌اند كه « من » يك نوع عسل طبيعى بوده كه بنى اسرائيل در طول حركت خود در بيابان به مخازنى از آن مىرسيدند ، چرا كه در حواشى بيابان تپه ، كوهستانها و سنگلاخهايى وجود داشته كه نمونه‌هاى فراوانى از عسل طبيعى در آن به چشم مىخورده است . در مورد « سلوى » گر چه بعضى از مفسّران آن را به معنى « عسل » گرفته‌اند ولى مفسّران ديگر تقريبا همه آن را يك نوع پرنده مىدانند ، كه از اطراف به طور فراوان در آن سرزمين مىآمده ، و بنى اسرائيل از گوشت آنها استفاده مىكردند ( به نقل از تفسير نمونه ج 1 / ص 264 و 263 ) . - م .