گوساله پرستى نگرويدهاند گوساله پرستان را بكشند . « 1 » روايت شده است كه [ وقتى امر شد يكديگر را بكشند ] هر كس فرزندان و خويشاوندان خود را در بين جمعيّت مىديد ، توانايى اجراى فرمان خداى سبحان از او سلب مىشد [ و براى اين كه مسائل عاطفى مانع انجام آن نشود ] خداوند هوا را مه آلود ساخت به طورى كه بنى اسرائيل جلوى پاى خود را نمىديدند ، در همين حال به آنان دستور داده شده بود تا در صحن خانههايشان جمع شوند ، و كسانى كه گوساله را نپرستيده بودند دست به شمشير برده و تا شب به كشتار گوساله پرستان مشغول بودند ، تا آن كه موسى و برادرش هارون دست به دعا بلند كردند و گفتند :
پروردگارا بنى اسرائيل هلاك شدند ، آنان را درياب ، پس به بر طرف توبه آنان قبول شد آن گاه شمشيرها را از دستشان افتاد در حالى كه هفتاد هزار كشته بر جاى مانده بود .
ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ عِنْدَ بارِئِكُمْ
؛ اين توبهء خونين و كشتار نزد خالقتان بهتر است
هامش
( 1 ) - در اين كه چه كسى مأمور شد آنان را بكشد اختلاف است :
بعضى مىگويند : موسى فرمان داد كه همه غسل كنند و كفن بپوشند و دو صف تشكيل داده و بايستند و هارون با 12 هزار نفر كه به گوساله پرستى نگرويده بودند ، در حالى كه تيغهاى برّان در دست داشتند بر آنها هجوم برده و شروع به كشتار نمودند و چون هفتاد هزار نفر از آنان كشته شد خداوند از گناه بقيّه در گذشت .
بعضى گفتهاند : آنان دو صف شده و هر كدام ديگرى را مىزدند تا هفتاد هزار كشته شد . قول سوّم آن است كه آنان در تاريكى شديد شب شروع به كشتن يكديگر كردند و وقتى هوا روشن شد معلوم شد كه هفتاد هزار نفر كشته شدهاند ( ترجمهء تفسير مجمع البيان ، ج 1 ص 177 ) . ممكن است چنين تصور شود كه اين توبه چرا بايد با اين خشونت انجام گيرد ؟ پاسخ سؤال اين است كه مسألهء انحراف از اصل توحيد و گرايش به بتپرستى ، مسألهء سادهاى نبود كه به اين آسانى قابل گذشت باشد ، آن هم بعد از مشاهده آن همه معجزات و نعمتهاى بزرگ خدا ، از اين رو بايد چنان گوشمالى به آنها داده شود كه خاطرهء آن در تمام قرون و اعصار باقى بماند و كسى هرگز بعد از آن به فكر بتپرستى نيفتد ، و شايد جملهء« ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ عِنْدَ بارِئِكُمْ »( اين كشتار نزد خالقتان براى شما بهتر است ) اشاره به همين معنى باشد . - م .