تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
است واگر در رسند آنان را لگدمال خواهند كرد وبه حكم نيروى محافظ حيات كه خداوند در آنان به وديعت نهاده مىبايست از خطر مىگريختند . امّا اينكه مورى بداند كه آنان سليمان ولشكريان اويند ، امرى است ويژه وبرخلاف معمول . كه در واقع بايد آن را از مصاديق خوارق عادت شمرد . ب ) ديگر معجزهء سليمان ( ع ) آن بود كه آدميان وجنّيان وپرندگان لشكريان أو را تشكيل مىدادند كه به كارهاى آنان نظم وبه أمور آنان ترتيب داده بود . چنانكه اگر بيرون مىرفت ، همگى همراه أو در دسته‌اى فراگير بيرون مىآمدند وسپاهيان وخدمت‌گزارانش از هر سو پيرامون أو را فراگرفته بودند وآدميان وجنّيان در ركاب أو رهسپار مىشدند وپرندگان بر بالاى سر أو پر مىگشودند وسايه مىگستردند تا سوزش خورشيد أو را نيازارد . « 1 » خداوند متعال در اين معنى مىگويد : « وحشر لسليمان جنوده من الجنّ والإنس والطّير فهم يوزعون / وبراي سليمان ، لشكريانش از جنّ وانس ومرغان گرد آورده شدند ، آنگاه آنان باز داشته شدند [ تا ديگران به آنان بپيوندند ] ، [ نمل ، 17 ] . ودر اينجا شايان اشاره است كه خداوند متعال چنانكه تنها گروهى از انسان‌ها را فرمانپذير سليمان قرار داده بود ، از جنّ وپرندگان نيز تنها گروهى را براي أو رام گردانيده بود وتمامى جنّ وانس مستقرّ وموجود در زمين جزو لشكريان أو نبودند ، زيرا گسترهء فرمانروايى أو از سرزمينى كه امروزه به فلسطين ولبنان وسوريه وعراق تا كنارهء فرات معروف است تجاوز نمىكرد . همچنين تمامى جنّيان وپرندگان نيز رام أو نبودند وتنها بخشي مساوى از هر دسته‌اى از أو فرمان مىبردند ؛ دربارهء جنّيان مىتوان به إبليس وزاد ورود أو كه از جن بودند استدلال كرد كه قطعا از سليمان فرمان نمىبردند ، چنانكه خداوند متعال مىفرمايد :
« إِبْلِيسَ كانَ مِنَ الْجِنِّ
/ بىترديد إبليس از جنيان بود » همچنين آن آيات كه مىفرمايد :
« الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ
/ كسى كه در دل‌هاى مردم وسوسه مىكند ، از جنّيان [ باشد ] يا از مردمان » [ ناس ، 5 - 6 ] بنابراين ، اينان در عهد سليمان نيز در فريفتن وشرّ ووسوسهء بشر مىكوشيدند وكساني كه چنين عمل مىكردند نمىتوانستند مسخر وفرمانپذير أو باشند ، سليمان ( ع ) پيامبر خدا بود ومردم را به هدايت فرا مىخواند [ وآنان در فريفتن وگمراهى مردم مىكوشيدند ] ، بنابراين ، مىتوان فهميد كه تنها ، گروهى از جنّيان از أو فرمان مىبردند . دربارهء پرندگان نيز مىتوان به آن
هامش
( 1 ) . صابونى ، پيشين ، 288 .