تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
جز يكتاپرستى ( توحيد ) بر زبان نياورد كه هيچ بادي چنين نبوده ونيست » . « 1 » سيد قطب ، طيّب الله ثراه ، در اين باره مىگويد : دربارهء تسخير باد براي سليمان روايات بسيارى وارد شده است ، چنانكه سايهء إسرائيليات به روشنى بر اين روايات گسترده است . اگر چه كتاب‌هاى اصلى يهود در آن باره چيزى نمىگويد ، به نظر مىرسد با پرداختن به آن روايات خود را به دشوارى افكندن روا نباشد وكناره گرفتن از آن وبسنده كردن به نصّ قرآني بهتر وبه صواب نزديك‌تر باشد ، آن هم با توقف در ظاهر آيات واز آن نگذشتن ! از ظاهر آيات چنين بر مىآيد كه خداوند متعال باد را براي سليمان ( ع ) رام كرد كه رويكرد بامدادىاش به سرزمينى ( سرزمين مقدس : سورهء أنبياء ، 81 ) بنابر مصلحت مترتّب بر آن ، يك ماه ؛ وبازگشت شبانگاهىاش ( يعنى پژواك روى نهادن أو در شب هنگام ) بنابر مصالح مترتّب بر آن ، يك ماه بود كه سليمان ( ع ) آن را در مىيافت وبه فرمان الهى محقّق مىكرد . اگر بخواهيم آيات را در نظر بگيريم ووارد گسترهء اسطوره‌هاى نامرتّب وغير تحقيقى نشويم ، در اين باره بيش از اين نمىتوان سخن گفت . « 2 » ه ) چهارمين معجزه سليمان ( ع ) آن بود كه خداوند متعال طايفه‌اى از جنّيان وگروهى از شياطين گردنكش را براي أو رام كرد كه كارهايى از قبيل ساختن كوشك‌هاى بزرگ وقصرهاى بلند وديگ‌هايى استوار وكاسه‌هايى بركه‌مانند انجام مىدادند . چنانكه خداوند متعال در اين باره مىفرمايد : « . . .
وَمِنَ الْجِنِّ مَنْ يَعْمَلُ بَيْنَ يَدَيْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَمَنْ يَزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنا نُذِقْهُ مِنْ عَذابِ السَّعِيرِ ، يَعْمَلُونَ لَهُ ما يَشاءُ مِنْ مَحارِيبَ وَتَماثِيلَ وَجِفانٍ كَالْجَوابِ وَقُدُورٍ راسِياتٍ ، اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُكْراً وَقَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ
/ واز جنّ كسى را [ مسخّر ] كرديم كه به حكم پروردگارش در نزد أو كار مىكرد . و [ مقرر داشتيم ] هر كس از آنان كه از حكم ما منحرف شود ، از [ طعم تلخ ] عذاب دوزخ به أو خواهيم چشاند . برايش هر آنچه مىخواست از [ قبيل ] قلعه‌ها وتمثال‌ها وكاسه‌هايى چون بركه‌ها وديگ‌هاى استوار [ در جاى خود ] مىساختند . [ گفتيم ] : اى آل داوود ، در عمل سپاسگزار باشيد واز بندگانم اندك [ كساني ] سپاسگزارند » [ سبأ ، 12 - 13 ] . معروف‌ترين معناى محاريب ، عبادتگاه‌هاى شناخته شده ، ومراد از تمثال‌ها نقش‌ها و
هامش
( 1 ) . تفسير طبري ، 17 / 55 - 56 ، 22 / 68 - 69 ، 23 / 160 ؛ تفسير نسفى ، 3 / 320 ؛ تفسير ابن كثير ، 3 / 300 ، 840 . ( 2 ) . في ظلال القرآن ، 5 / 2898 .