تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
تصويرهايى از مس وچوب و . . . است . امّا « جواب » ، جمع جابيه عبارت از بركهء بزرگى است كه آب در آن جمع مىشود . چنانكه جنّيان براي سليمان كاسه‌هاى بزرگى براي غذا خوردن مىساختند كه به بركه‌ها مىمانست ، چنانكه گفته‌اند بر هر كاسه ، هزار كس مىتوانستند بنشينند وخوراك بخورند ؛ همچنين ديگ‌هايى بزرگ براي پخت وپز مىساختند ، چنان پهن كه بر زمين استوار وبر جاى مىماندند وچنان بزرگ بود كه مردم نمىتوانستند آن را جابه‌جا كنند وخوراك‌ها را مشت مشت از آنجا برمىداشتند . اينها نمونه‌هايى از كارهايى بودند كه جنّيان مسخّر ، براي سليمان به خواست أو واذن الهى انجام مىدادند كه همگى أموري خارق‌العاده هستند وراهى براي تصوّر آن وجود ندارد وچرايى آن را با افزار معمول نمىتوان معلوم داشت مگر آنكه بگوييم أموري خارق العادة وصنع الهى هستند واين تنها وروشن‌ترين تفسير اين آيات است « 1 » ، خداوند متعال در اين باره مىفرمايد :
« وَمِنَ الشَّياطِينِ مَنْ يَغُوصُونَ لَهُ وَيَعْمَلُونَ عَمَلًا دُونَ ذلِكَ وَكُنَّا لَهُمْ حافِظِينَ
/ ونيز از شيطان‌ها كساني را [ رام ساختيم ] كه برايش غوّاصى مىكردند و [ همچنين ] كارى غير از آن مىكردند وحافظ آنها بوديم » [ أنبيا ، 82 ] . اين كار نيز به احتمال بسيار قوى از قبيل معجزات بوده است ودر نظر من كاملا معجزه است ، زيرا عمل انجام پذيرفته فرمان پذيرى گروه‌هايى از شياطين ، وبه كار گرفتن آنها در غوّاصى است : همچنين غير از غوّاصى كارهاى ديگرى هم مىكردند وخداوند متعال مراقب وحافظ آنان بود تا به طور ويژه ومخصوص زير فرمان أو باشند ، از اين عبارات جز اين نمىتوان فهميد كه آشكارا سخن از اعجاز دارند . « 2 » و ) پنجمين معجزهء حضرت سليمان ( ع ) آن بود كه بر طايفه‌اى از جنّيان چيرگى داشت « 3 » ودر كارهاى دشوار هر كس از آنان را كه مىخواست به كار مىگرفت وهر كس از آنان را كه مىخواست به بند مىكشيد تا شرّ آنان را از مردم باز دارد . چنانكه خداوند متعال مىفرمايد :
« وَ
هامش
( 1 ) . في ظلال القرآن ، 5 / 2899 ؛ تفسير فخر رازي ، 25 / 248 . ( 2 ) . عويد مطرفى ، پيشين ، 78 . ( 3 ) . فخر رازي در تفسير آيهء« فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ أَنْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ ما لَبِثُوا فِي الْعَذابِ الْمُهِينِ »[ سبأ ، 14 ] مىگويد ، معلوم مىشود كه جنيان غيب نمىدانسته‌اند . زيرا اگر چنين مىبود ، هرگز به گمان آنكه سليمان زنده است زيربار آن كارهاى طاقت فرسا نمىماندند واز فرمودهء« ما لَبِثُوا فِي الْعَذابِ الْمُهِينِ »چنين بر مىآيد كه مؤمنان مسخر أو نبوده‌اند ، چرا كه مؤمن در زمان پيامبر هرگز در عذاب خوار كننده نمىماند ( تفسير فخر رازي ، 25 / 250 ) .
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 89 | محمد بيومي مهران / سيد محمد راستگو