تعبير مىشود ، خداوند متعال آفريدگار تمامى اين عوالم مىگويد :
« وَما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَلا طائِرٍ يَطِيرُ بِجَناحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ
/ ونيست هيچ جنبندهاى در زمين ونه پرندهاى كه با دو بال خويش مىپرد ، مگر آنكه امّتهايى چون شما هستند » [ انعام ، 38 ] . زماني مىتوان از آنها به « أمت » تعبير كرد كه روابطى معين براي زندگى داشته باشند ونيز براي تفاهم در ميان خويش داراى افزارى باشند وچنين روابط وافزارى در بسيارى از پرندگان ، جانوران وحشرات ديده مىشود . آنگاه دانشمندانى كه دربارهء هر يك از أنواع آنها پژوهش مىكنند ، همواره مىكوشند تا مگر دربارهء جنبهاى از آن زبانها وافزار تفاهم - حتى به حدس وگمان - آگاهىهايى به دست آورند ، حتى اگر نتوانستند در اين باره به جزم ويقيني برسند ، امّا آن فضلى كه خداوند متعال بر سليمان ( ع ) ارزانى داشت ، مرتبتي ويژهء أو وبه طريق خارق العادة است كه در ميان بشر معمول نيست ، نه آنكه حاصل تلاش وپژوهش أو بوده ويا اينكه كوشيده باشد افزار تفاهم پرندگان وديگر جانوران را از روى حدس وگمان دريابد ، چنانكه امروزه دانشمندان از اين طريق مىخواهند به برخى از اين أمور دست يابند « 1 » .
خداوند متعال مىفرمايد :
« حَتَّى إِذا أَتَوْا عَلى وادِ النَّمْلِ قالَتْ نَمْلَةٌ يا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ وَجُنُودُهُ وَهُمْ لا يَشْعُرُونَ ، فَتَبَسَّمَ ضاحِكاً مِنْ قَوْلِها
/ تا هنگامى كه به ميدان موران رسيدند ، مورى گفت : اى مورچگان ، به خانههاى خود درآييد تا سليمان ولشكريانش نادانسته شما را در هم نشكنند پس [ سليمان ] خندان از گفتهء آن مورچه تبسّمى كرد » [ نمل ، 18 - 19 ] .
آنكه سليمان ( ع ) سخن مورچگان را در مىيافت ، اعجازى بود كه خداوند متعال ويژهء أو مقرّر داشته بود ، تا مگر به مردم بنماياند كه خداوند به چه درجه از شرف نبوت ورسالت أو را بزرگ داشته است « 2 » . به گفتهء سيّد قطب ما در اينجا نه يكى بلكه دو نوع رخداد خارق العادة مىبينيم ، يكى آنكه سليمان هشدارى را كه آن مور به ديگر مورچگان داد ، دانست ودرك كرد ، واتّفاق خارق العادهء ديگر ادراك مورچه است ؛ كه دانست آنان سليمان ولشكريان اويند . از يك سو خداوند سليمان را كه انسان وپيامبر بود ، از آنچه كه مورچگان با همديگر مىگفتند ، آگاه كرد واز سوى ديگر مور را از فرا رسيدن أو ! امّا نبايد از نظر دور داشت كه امر سليمان بس سترگتر از سخن مورچه بود ، چرا كه مورچگان مىتوانستند ببينند كه لشكر انبوهى در راه
هامش
( 1 ) . في ظلال القرآن ، 5 / 2637 .
( 2 ) . عويد مطرفى ، پيشين ، 68 .