توجهى به اين إسرائيليات داشت چرا كه مضمون آنها با آن آيهء قرآن كريم كه مىفرمايد :
« وَإِنَّ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى وَحُسْنَ مَآبٍ » *
سازگار نيستند ، از ديگر سوى آيهاى كه به دنبال ذكر اين داستان آمده است از طبيعت آزمونى كه خداوند متعال در ميان آورده ، پرده بر مىدارد وآشكار مىسازد كه مقصود خداوند از آزمودن بندهاش كه به أو مقام دادرسى وفرمانروايى بر مردم داده بود ، چه بوده است ، چنانكه مىفرمايد :
« يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلا تَتَّبِعِ الْهَوى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ بِما نَسُوا يَوْمَ الْحِسابِ »
. موضوعاتى كه در اين آية طرح شده عبارت از جانشينى در زمين ، حكم كردن در ميان مردم وپيروى نكردن از خواهشهاى نفساني است . مراد از پيروى از خواهش نفساني در حق پيامبر ، همان تحت تأثير نخستين انفعال قرار گرفتن ودرنگ نكردن ( باز ننگريستن ) ، جستوجو نكردن ومعلوم نداشتن موضوعي است كه مقتضى در صدد طلب آن برآمدن است ، كه آنگاه به گمراهى منجر خواهد شد . امّا به دنبال آن ، فرجام گمراهى را باز مىنماياند كه همانا حكمي عام ومطلق در حقّ نتايج گمراهى از راه خداست ، كه همانا فراموش كردن خداوند ومواجه شدن با عذابي سخت در روز حساب اعمال است .
برخى ديگر از مفسّران وتاريخ نگاران در واقع بر خويشتن ستم كردهاند وچنين نظر دارند كه آن دو مدعى كه از ديوار مسجد بالا آمدند وبه حضور داوود ( ع ) رسيدند ، دو فرشته بودند كه خداوند متعال به نزد أو فرستاد تا أو را از اين خطايش آگاه كند كه قصد داشت همسر « أوريا » را نيز در عين داشتن نود ونه همسر به زنى بگزيند ، آنگاه مىگويند در ميان مردمان روزگار داوود ( ع ) مرسوم بود كه اگر از زنى خوششان مىآمد ، از شوهرش مىخواستند كه از أو بركنار ماند وخود أو را به زنى مىگرفتند . چنانكه اين امر در داستان برادرى أنصار ومهاجران نيز اتّفاق افتاد كه برخى از أنصار زنانشان را طلاق دادند تا مهاجران با آنان ازدواج كنند . مىگويند از قضا چشم داوود ( ع ) به زن أوريا افتاد ودل به أو داد واز أوريا خواست كه از همسرش بركنار ماند ، آنگاه أوريا را نيز شرم آمد كه به أو پاسخ ردّ بدهد ، در نتيجة از همسرش كناره گرفت وداوود با أو - كه مادر سليمان باشد - ازدواج كرد ؛ آنگاه در اين حكايت به أو گفته شد : تو را با اين شكوه منزلت وزنان بسيار خويش چگونه سزاوار باشد كه از مردى بخواهى كه از يگانه همسرش در حق تو كناره گيرد ، بلكه تو مىبايست بر خواهش نفس خويش چيره مىشدى وبر اين آزمون بردبار مىبودى .
در روايت ديگرى آمده است كه أوريا آن زن را خواستگارى كرده بود كه پس از أو