تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
پرورانده‌اند ، اما آنگاه كه معلوم شد براي داورى دربارهء منازعه‌اى به نزد أو آمده‌اند ، بابت گمانى كه در ميان آورده بود ، از پروردگارش آمرزش خواست وبا روى آوردن به خداى متعال سجده‌كنان بر زمين افتاد وخداوند اين گمانش را آمرزيد . چرا كه به مضمون « حسنات الأبرار سيئات المقرّبين » در ميان آوردن چنان ظني از كسى همچو أو روا نبود وچه بسا آمرزش خواهى أو از آن حيث بود كه يك روز تمام از مردم روى بر تافته وآن را به خويش ويژه گردانده بود ، آنگاه به يقين با اعراض از كار رعيت وامّتى كه خداوند متعال رسيدگى به امورشان را به عنوان امانت الهى به أو سپرده بود ، برخى مصالحشان فوت مىشد ، در نتيجة در ميان آمدن چنين نمونه‌اى براي آگاهانيدن أو از اين حقيقت بود كه ممكن است أمت در همه حال به أو نياز داشته باشند تا در اصلاح أمور آنان بكوشد وميان افراد مهرورزى وبرادرى را استوار بدارد تا همواره از سوى پروردگارشان بر هدايت استوار باشند ، همان طور كه از سخن دو طرف دعوا نيز كه مىگويند :
« وَاهْدِنا إِلى سَواءِ الصِّراطِ »
جز اين بر نمىآيد . آنگاه خداوند متعال تكليف داوود ( ع ) را در دنيا به عنوان پادشاه بني إسرائيل وپيامبرى برگزيده معلوم داشت ، چون كه خلافت الهى پادشاه در زمين مقتضى پرداختن به مصالح رعيت وبه عدالت در ميان آنان داورى كردن است ونيز چنان كارهاشان را سرانجام دادن كه ستم وسركشى را يكسره از ناتوانانشان - اگر سران ونيرومندانشان آن را بخواهند - بردارد . واين هدف به تمام وكمال وچنانكه بايد برآورده نمىشود مگر آنكه هر لحظه خود را به آنان نزديك بدارد ، خداوند متعال مىفرمايد :
« يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلا تَتَّبِعِ الْهَوى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ ، إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ بِما نَسُوا يَوْمَ الْحِسابِ
/ [ فرمود : ] اى داوود ، ما تو را در زمين فرمانروا ساختيم ، پس به حقّ در ميان مردم حكم كن واز خواهش نفس پيروى مكن كه [ آن ] تو را از راه خدا گمراه مىكند . بي گمان آنان كه از راه خدا گمراه مىشوند ، به [ سزاى ] آنكه روز حساب را فراموش كردند ، كيفرى سخت [ در پيش ] دارند » [ سورهء ص ، 26 ] . به وى خبر داد كه أو را در زمين جانشين گردانده وبه أو فرمان داد كه در ميان مردم داورى كرده وامورشان را به حق در ميان آنان سرانجام دهد ، ونبوّت ، فرمانروايى را تحت كنترل در مىآورد ونمىگذارد كه خواهش‌هاى دنيوي آن را از راه حق وعدالت به بيراهه بكشاند ودر مسيرهاى پاك ومطهر وهمراه با هدايت آن را راهبرى مىكند . « 1 »
هامش
( 1 ) . عويد مطرفى ، پيشين ، ص 53 و 54 .