تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
پنجم آنكه خداوند متعال به أو حكمت وفصل الخطاب ارزانى داشت ، بيشتر مفسّران معتقدند كه مراد از حكمت در اينجا « نبوّت » است . « 1 » اما من برخلاف آنان باور دارم كه مراد از حكمتى كه به داوود ( ع ) ارزانى داشته شد ، زبور ، دانش شرايع ويا هر سخنى است كه با حق سازگار باشد . اما دربارهء فصل الخطاب بايد گفت توان داورى در قضايايى است كه در روزگار أو در ميان مردم اتفاق مىافتاده است . « 2 » چنانكه خداوند متعال اين امر را به روشنى معلوم مىدارد ومىفرمايد :
« يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ
/ اى داوود ، ما تو را در زمين جانشين قرار داديم ، پس به راستى ميان مردم داورى كن » [ ص ، 26 ] . مجاهد وسدى گفته‌اند : مراد از فصل الخطاب درستى وفهم داورى است . اما مجاهد گفته است كه مراد از آن سخن وداورى يكسره كننده است كه اين نظر تمامى نظريات ارائه شده را شامل مىشود كه محمد بن جرير طبري نيز همين نظر را پذيرفته است . همچنين گفته‌اند كه منظور از فصل الخطاب سخت قاطع وجازم نامردّد گفتن است ، كه اين وصف به همراه حكمت وقدرت ، نهايت مرتبهء كلام ودليل در عالم انساني به شمار مىرود . از أبو موسى اشعرى روايت شده است كه گفت : نخستين كسى كه « امّا بعد » گفت ، داوود ( ع ) بود كه اين سخن معنى فصل الخطاب است ، همچنين شعبى گفته است كه مراد از فصل الخطاب « امّا بعد » است ، چرا كه اگر كسى بخواهد دربارهء موضوع مهمى سخن بگويد ، آن را با ياد وبزرگداشت خداوند آغاز مىكند ، اما آنگاه كه بخواهد از اين يادكرد به غرض اصلى منصرف شود ، آن غرض را از ياد خداوند با « امّا بعد » معلوم مىدارد . « 3 » در اين مجال چه بسا اشاره به آياتي از قرآن كريم كه در مقام تفسير آنها جدال‌هايى ميان مفسران درگرفته خالى از اهميت نباشد ، آنجا كه مىفرمايد :
« وَهَلْ أَتاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرابَ * إِذْ دَخَلُوا عَلى داوُدَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ قالُوا لا تَخَفْ خَصْمانِ بَغى بَعْضُنا عَلى بَعْضٍ فَاحْكُمْ بَيْنَنا بِالْحَقِّ وَلا تُشْطِطْ وَاهْدِنا إِلى سَواءِ الصِّراطِ * إِنَّ هذا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَتِسْعُونَ نَعْجَةً وَلِيَ نَعْجَةٌ واحِدَةٌ ، فَقالَ أَكْفِلْنِيها وَعَزَّنِي فِي الْخِطابِ * قالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤالِ نَعْجَتِكَ إِلى نِعاجِهِ وَإِنَّ كَثِيراً مِنَ الْخُلَطاءِ لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ ، إِلَّا الَّذِينَ
هامش
( 1 ) . تفسير ابن كثير ، 4 / 47 ؛ تفسير روح المعاني آلوسى ، 2 / 173 ؛ تفسير أبى السعود ، 1 / 186 ، فتح القدير شوكانى ، 1 / 266 ؛ زاد المسير ابن جوزي ، 1 / 300 ؛ المفردات في غريب القرآن ، راغب أصفهاني ، ص 128 . ( 2 ) . تفسير نسفى ، 4 / 36 - 37 . ( 3 ) . تفسير ابن كثير ، 4 / 47 ؛ تفسير نسفى ، 4 / 37 ؛ في ظلال القرآن سيد قطب ، 5 / 3017 ؛ عويد المطرفى ، پيشين ، ص 50 .