واتّفاق رخدادى خارقالعاده است . آنگاه خداوند متعال مىفرمايد :
« أَنِ اعْمَلْ سابِغاتٍ وَقَدِّرْ فِي السَّرْدِ »
، مراد از « سابغات » زرهها هستند . روايت شده است كه پيش از داوود ( ع ) ، زره را از استخوان مىساختند كه يك تنه بود وبر تن خشك وسنگين مىآمد ، تا آنكه خداوند متعال به داوود ( ع ) الهام كرد كه آن را نازك ودرهم بافته ونرم بسازد كه به هنگام حركت وجنبش تن ، حركت وشكل پذيرى آن آسان باشد ، آنگاه به أو فرمان داد كه آنها را هر چه بيشتر به همديگر بفشارد تا استوارتر گردد ونيزه در آن فروتر ودو معناى « قدّر في السرد » همين است كه اين امر به تمامى به الهام وآموزش الهى بوده است . « 1 »
افزون بر اين ابن عساكر از وهب بن منبه روايت كرده است كه داوود ( ع ) در هيئت شخصي ناشناس در ميان مردم ظاهر مىشد واز مردم دربارهء خويش وشيوهء رفتارش مىپرسيد واز هر كس كه باز مىپرسيد عبادت وسيرت ودادگرى أو را مىستود . وهب گفت : تا اينكه خداوند فرشتهاى را در هيئت مردى فرستاد وداوود ( ع ) أو را ديد وهمچو ديگران از أو نيز در اين باره پرسيد وأو گفت : أو در حق خويشتن وأمت خويش بهترين مردم است ، جز آنكه خصلتى دارد كه اگر آن نمىبود انساني كامل مىنمود ، داوود پرسيد : آن چه خصلتى است ؟ در پاسخ گفت :
خود وخانوادهاش از أحوال مسلمانان ( بيتالمال ) مىخورند ؛ آنگاه بود كه داوود ( ع ) به درگاه پروردگارش دست به دعا برداشت كه به أو كارى بياموزد كه به دست خويش بتواند انجام دهد تا خود وخانوادهاش را به بيت المال نيازى نيفتد ، سپس خداوند متعال آهن را براي أو نرم كرد وساختن زره را به أو آموخت وأو نيز به عنوان نخستين كس به اين كار پرداخت ، از آن است كه خداوند متعال مىفرمايد :
« أَنِ اعْمَلْ سابِغاتٍ وَقَدِّرْ فِي السَّرْدِ »
.
راوي مىگويد كه همچنان به ساختن زره مشغول بود تا اينكه هر زرهى كه مىساخت يك سوم آن را مىبخشيد وبا يك سوم ديگر ما يحتاج خود وخانوادهاش را فرآهم مىديد ويك سوم باقي مانده را نيز نگاه مىداشت تا آنگاه كه زرهى ديگر بسازد ، از آن ببخشد . « 2 »
همچنين « سر فلندرز پترى » در حفّارىهاى خود در « جمه » و « عصيون حابر » در نزديكى خليج عقبه به معادنى از آهن دست يافته كه زمان آنها به عصر داوود وسليمان ( ع ) برمىگردد وبه نظر مىرسد كه داوود پس از شكست « ادوميان » بر آنها دست يافته است . « 3 »
هامش
( 1 ) . في ظلال القرآن ، 5 / 2897 - 2898 .
( 2 ) . تفسير ابن كثير ، 3 / 839 .
( 3 ) . ويليام آلبرايت ، آثار فلسطين ، ترجمه زكى إسكندر ومحمد عبد القادر ، ص 27 ؛W . Keller The Bible as History 1961 p . 198 - 199.