تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
است . از آنكه فرزندى داشته باشد ، پاك [ ومنزّه ] است . آنچه در آسمان‌ها وزمين است از آن اوست . وخداوند [ به عنوان ] كارساز بس است » [ نساء ، 171 ] . زجّاج مىگويد : مراد آن است كه نگوييد خدايان ما سه كس‌اند ، چرا كه از آيات چنين بر مىآيد كه نصارى مىگفتند : خداوند ، مسيح ومريم سه خدا هستند ، چرا كه مىفرمايد :
« أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّي إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ
/ آيا تو به مردم گفتى كه مرا ومادرم را به عنوان دو خدا سواي خداوند [ به پرستش ] گيريد » [ مائده ، 116 ] . فرّاء مىگويد : مراد آن است كه هرگز نگوييد كه خدايان سه كس‌اند ، چنانكه مىفرمايد : « سيقولون ثلاثة » چرا كه ذكر عيسى ومريم با چنين عبارتى در كنار خداوند متعال موجب پيدايى اين پندار مىشود كه آنان نيز خدا هستند ، كه از اين حيث هيچ مذهبي سست‌پايه‌تر وخردناپسندتر از دين نصارا نيست . خداوند متعال مىفرمايد :
« انْتَهُوا خَيْراً لَكُمْ »
آنگاه با عبارت
« إِنَّمَا اللَّهُ إِلهٌ واحِدٌ »
بر يكتايى خويش وعقيدهء توحيد تأكيد مىگذارد وسپس خويشتن را بسى پاك‌تر ووالاتر از آن مىداند كه فرزندى داشته باشد :
« سُبْحانَهُ أَنْ يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ »
« 1 » بايد در اين مقام به اين حقيقت اشارتى شود كه خداوند متعال همواره لفظ عيسى يا مسيح را قرين « ابن مريم » ذكر مىكند تا همواره به مسيحيان بشنواند كه وى پسر مريم است ، نه پسر خدا ! چنانكه آنان را از اين حقيقت نيز آگاه مىكند كه وى ومادرش خوراك مىخورند ، مىفرمايد :
« مَا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَأُمُّهُ صِدِّيقَةٌ كانا يَأْكُلانِ الطَّعامَ »
[ مائده ، 75 ] ، طبيعي است كسى كه خوراك مىخورد ، آن خوراك در بدن أو به خون وگوشت واستخوان تبديل مىشود وخلاصه هر آن ويژگى وآثاري كه بر خوراك خوردن مترتب است ، دربارهء أو نيز راست مىآيد . پيداست كسى كه چنين باشد ، قطعا آدمي وتابع قوانين مربوط به بشر است ، اما چنين امرى هرگز از جايگاه أو به عنوان پيامبر نمىكاهد . « 2 » فخر رازي مىگويد : فرمودهء الهى به عبارت
« كانا يَأْكُلانِ الطَّعامَ »
از چند جهت استدلالي عليه سخن نصارا است ؛ نخست آنكه هر كس كه مادرى داشته باشد ، اين به آن معنى است كه زماني نبوده واينك پديد آمده است ، آنگاه چنين پديده‌اى قطعا آفريده - نه آفريدگار - خواهد بود ؛ ديگر آنكه آنان نيازمند بودند . چنانكه به خوراك بسى محتاج بودند ، حال آنكه خداوند از هر چيزى بىنياز است . كدامين خردمندى مىپذيرد كه موجود محتاج ، خدا باشد ؛ سوم آنكه خوردن خوراك به معناى نياز به آن است وهمين نياز
هامش
( 1 ) . تفسير فخر رازي ، 11 / 115 - 116 . ( 2 ) . عبد الحليم محمود ، التفكير الفلسفي في الاسلام ، ص 74 .