تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
آنگاه اختلافى ديگر دربارهء طبيعت خدايى وسرشت انساني حضرت مسيح يا چنانكه خود مىگويند دربارهء لاهوت وناسوت در گرفت ، « نسطور » ، رييس اسقفان قسطنطنيه بر اين عقيدة بود كه أو را اقنومى وسرشتى هست ، أقنوم الوهيت از خدا ومنسوب به اوست ، اما سرشت انساني از مريم زاده شد ومريم مادر انسان نهفته در مسيح - نه مادر خدايى أو - است ودربارهء آن مسيح كه در ميان مردم ظهور كرد وبا آنان سخن گفت ، چنانكه أسقف از أو نقل مىكند ، مىگويد : « نسطور بر اين باور بود كه خداى ما مسيح به خودى خود خدا نبود ، بلكه انساني سرشار از بركت ونعمت بود ، يا به عبارتى ديگر از خداوند الهام گرفته بود ، چنانكه هرگز گناهى مرتكب نشد وكار زشتى از أو سر نزد » . اما أسقف روم واسكندريه واسقفان أنطاكية با أو مخالفت كردند وبه اين توافق رسيدند كه چهارمين مجمع تشكيل شود آنگاه بود كه به سال 431 م مجمع « أفسس » تشكيل شد ومقرّر داشت كه : « مريم عذراء مادر خداست ومسيح خدايى راستين وانسان است وشناخته شده به دو سرشت كه در أقنوم يكى شده است » ، آنگاه نسطور را نفرين كردند . سپس كليساى اسكندريه رأيي نوين ارائه داد كه براي اظهار نظر در آن باره مجمع دوّم « افسس » تشكيل شد ومقرّر كرد كه : « مسيح داراى يك طبيعت است كه لاهوت وناسوت در آن فرآهم آمده‌اند » . اما اين نظريه نيز پذيرفته نشد واختلافات بسيار شديدي در گرفت ، آنگاه مجمع « خلقدونيه » در سال 451 م تشكيل شد ومقرّر كرد كه : « مسيح دو سرشت دارد زيرا لاهوت خود يك سرشت وناسوت سرشتى ديگر است كه در مسيح به همديگر رسيده‌اند » . در نتيجة مجمع دوّم « أفسس » را نفرين كردند ، اما مصريان تصميم اين مجمع را نيز نپذيرفتند وميان مذهب « منوفيزيت » مصرى ومذهب « ملكانى » كه دولت بيزانس آن را پديد آورده بود ، اختلافات خونينى درگرفت . « 1 » أوضاع از اين قرار بود تا زماني كه خداوند متعال خاتم پيامبران وسرور رسولان ، حضرت محمد ( ص ) را با رسالتي فراگير فرستاد وقرآن كريم نازل شد تا اين حقيقت را براي مردم بيان كند كه نصارا در باورشان نسبت به حضرت مسيح ( ع ) ، بنده وفرستادهء خداوند به سوى مردم ، بر سه گروهند ، گروهى مىپندارند كه أو خداست ، گروهى ديگر به تثليث باور دارند وگروه سوم معتقدند كه وى پسر خداست .
هامش
( 1 ) . في ظلال القرآن ، 2 / 864 - 866 ؛ محمد أبو زهره ، محاضرات في النصرانية ، ص 127 - 149 .
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 297 | محمد بيومي مهران / سيد محمد راستگو