تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
أو را براي مردم نشانه‌اى وبخشايشى از جانب خويش قرار دهيم » . آنگاه در سورهء آل عمران دربارهء آن فرزند مورد بشارت به تفصيل بيشترى سخن گفته شده است ، مىفرمايد :
« قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهاً فِي الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ ، وَيُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَمِنَ الصَّالِحِينَ
/ آنگاه كه فرشتگان گفتند اى مريم ، خداوند تو را به فيضى از [ جانب ] خود نويد مىدهد [ كه ] نامش مسيح ، عيسى بن مريم است كه در دنيا وآخرت آبرومند واز مقرّبان است ، وبا مردم در گهواره [ به اعجاز ] ودر ميانسالى [ به وحى ] سخن مىگويد واز شايستگان است » . [ آل عمران ، 45 ، 46 ] ، بدينسان فرشتگان مريم را به كلمه‌اى از سوى خداوند نويد دادند كه نامش مسيح ، عيسى بن مريم بود . چنانكه اين نويد هم جنس ، هم اسم وهم نسب أو را بيان مىكند واز نسبت أو معلوم مىشود كه وى به مادرش منتسب است ، آنگاه وصف وجايگاهش را در نزد پروردگارش معلوم مىدارد ومىفرمايد :
« وَجِيهاً فِي الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ »
. همچنين پديدهء معجزي را نيز كه هنگام زادنش وقوع مىيابد با اين عبارت معلوم مىدارد كه :
« وَيُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ »
آنگاه نيم نگاهى نيز به آينده‌اش مىكند
« وَكَهْلًا »
، همچنين به ويژگى گروهى كه در زمرهء آنان قرار مىگيرد :
« وَمِنَ الصَّالِحِينَ »
. اما مريم ، آن زن جوان پاك پاكدامن خوى گرفته به قوانين متداول بشر در عرصهء زندگى مانند هر زن پاكدامنى با اين نويد برخورد مىكند وروى به سوى خداوند مىآورد ونجوا كنان با أو از آن حضرت مىخواهد كه راز اين معمّا را كه خرد از آن سرگشته مىماند ، بر أو بگشايد :
« أَنَّى يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ ، قالَ كَذلِكِ اللَّهُ يَخْلُقُ ما يَشاءُ إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
/ چگونه براي من فرزندى تواند بود ، حال آنكه دست بشرى به من نرسيد . [ جبريل ] گفت : بدينسان ، خداوند هر آنچه را كه بخواهد مىآفريند . هر گاه ارادهء انجام كارى را كند ، جز اين نيست كه به آن مىگويد ، موجود شو ، پس [ بي درنگ ] موجود مىشود » . وقتي در پاسخ چنين حقيقت بديهي را بيان مىكند ، شگفتى از ميان مىرود وسرگشتگى زدوده مىشود ودل آرام مىگيرد وقرآن كريم به طور كلّى از شبهه‌هايى كه فلسفه‌هاى پيچيده هر چه بيشتر بر پيچيدگىاش مىافزايند ، پرده برمىگيرد ومايهء استوارى دل وخرد آدمي مىشود . « 1 » در هر صورت هيچ ترديدى در اين نيست كه ولادت عيسى بن مريم بدين شيوهء شگرف
هامش
( 1 ) . في ظلال القرآن ، 1 / 398 .