تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
نزدش آمد . « 1 » مفسران مىگويند از آن روى در هيئت انسان خود را به أو نماياند كه با سخنش انس بگيرد واز أو بيزار نشود ، امّا اگر در همان هيئت فرشتگى بر أو ظاهر مىشد ، مىترسيد ونمىتوانست سخنش را بشنود ، اما پناه بردن أو به خداوند از آن رخسار خوش ، كه در زيبايى سرآمد بود ، خود بيانگر عفاف وپرهيزگارى آن زن بزرگوار بود . « 2 » فخر رازي مىگويد اينكه مىفرمايد :
« قالَتْ إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمنِ مِنْكَ إِنْ كُنْتَ تَقِيًّا »
وجوهى دارد ، نخست آنكه مىخواست به أو بفهماند كه اگر اميدى به تقوا در تو مىرود ، اين امر با استعاذه حاصل مىشود ، پس از دست تو به خدا پناه مىآورم واين عبارت در أوج نيكويى بيان شده است ، چرا كه أو مىدانست پناه آوردن به خدا تنها در شخص پرهيزگار مؤثر مىافتد ، چنانكه خداوند متعال مىفرمايد :
« وَذَرُوا ما بَقِيَ مِنَ الرِّبا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ
/ اگر مؤمن هستيد ، آنچه را كه از ربا بر جاى مىماند ، واگذاريد » . يعنى تنها شرط ايمان است كه موجب حصول چنين امرى مىشود ، نه آنكه دمى از خداوند ، پروا دارد وزماني از خداوند هيچ نمىهراسد ، دوّم آنكه گفته‌اند مىخواست به أو بفهماند آن زمان كه نگريستن به من ووارد شدن در خلوت مرا روا داشتى ، در حقيقت حق پرهيزگارى را نگزارى ! سوم آنكه برخى گفته‌اند در آن زمان شخص تبهكارى به نام « تقى » بود كه زنان را دنبال مىكرد ومريم گمان كرد كه وى همان تقى است ! اما همان وجه نخست درست به نظر مىرسد . « 3 » از اين روى آلوسى مىگويد ، اينكه مىگويند « تقى » نام فرد درستكار يا نابكارى بود ، رأى چندان استوارى نيست . « 4 » در هر صورت جبرئيل ( ع ) به أو گفت كه خداوند متعال أو را فرستاده تا به أو پسر بچهء پاكى بدهد كه از شأن وشوكت شگرفى برخوردار باشد وخداوند أو را به پيامبرى وحكمت بنوازد ، آنگاه بود كه مريم در شگفت ماند وشهامت زنى كه آبرويش در معرض خطر قرار گرفته باشد ، سراسر وجودش را فرا گرفت وبا صراحت پرسيد :
« أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَلَمْ أَكُ بَغِيًّا
/ چگونه مرا فرزندى تواند بود ، حال آنكه مردى به من دست نرسانيده وهرگز بدكاره نيز نبوده‌ام » از اين پرسش چنين بر مىآيد كه مريم ( ع ) تا آن زمان هرگز گمان نمىكرده كه خداوند از راهى ديگر - جز زناشويى زن ومرد - فرزندى به أو ارزانى دارد والبتة به حكم تصوّر بشرى چنين پندارى طبيعي بود .
« قالَ كَذلِكِ قالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَلِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِنَّا
/ [ جبرئيل ] گفت : بدينسان ، پروردگارت فرموده است كه آن بر من آسان است وتا
هامش
( 1 ) . زاد المسير ، 5 / 217 . ( 2 ) . البحر المحيط ، 6 / 180 ؛ تفسير نسفى ، 3 / 31 . ( 3 ) . تفسير فخر رازي ، 21 / 197 - 198 . ( 4 ) . تفسير روح المعاني ، 16 / 17 .