در اينجا بايد به دو موضوع توجّه كرد ، نخست آنكه قرآن كريم از هيچ زنى جز « مريم بنت عمران » ، مادر مسيح به نام ياد نكرده است ، البتة هدف از آن روشن است ، زيرا مىخواست در برائت وپاكى آن بزرگوار هيچ ترديدى براي هيچ يك از مردمان دو دل باقي نماند . ديگر آنكه قرآن كريم نام مبارك وى را بر يكى از سورهها گذارده كه هيچ زنى ديگر به اين افتخار نايل نيامده است . در حاشيهء صاوى بر تفسير جلالين آمده كه برخى از علما گفتهاند ، خداوند از آن روى در قرآن كريم از ميان زنان « مريم » را ياد كرده كه اين موضوع به ظرافتى پنهان أشارت دارد وآن ردّ باور نصارا دربارهء ( نعوذ باللّه ) رابطهء همسرى با خداوند است ، چرا كه بزرگان هرگز در ميان مردم از زن خويش به نام ياد نمىكنند ، آنگاه عيسى ( ع ) را به آن حضرت منتسب كرده ، بر حقيقت پدر نداشتن وى تصريح مىكند واز اين روى مىفرمايد : « اسمه المسيح عيسى بن مريم » . « 1 »
آنگاه سياق قرآني دنبال مىشود وچشمانداز نوينى از قصّه را مىنماياند وخداوند متعال مىفرمايد :
« فَحَمَلَتْهُ فَانْتَبَذَتْ بِهِ مَكاناً قَصِيًّا ، فَأَجاءَهَا الْمَخاضُ إِلى جِذْعِ النَّخْلَةِ قالَتْ يا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هذا وَكُنْتُ نَسْياً مَنْسِيًّا
/ پس به أو بارور گشت ، سپس با أو به جايى دور [ از مردم ] كناره گرفت . آنگاه درد زايمان أو را به پناه تنهء [ درخت ] خرما كشاند . گفت : اى كاش پيش از اين مرده بودم وفراموش شدهء از ياد رفته » . [ مريم ، 22 ، 23 ] . در قرآن كريم به اين امر تصريح نشده كه مريم ( ع ) چگونه به فرزند فرخندهاش آبستن شد وزمان باردارى وى چه مدّت بوده است . ومعلوم نداشته كه آيا حاملگى همچون ديگر زنان به سر آمد خويش رسيد ، به نحوى كه نفخهء الهى در تخمك زندگى دميد وپس از آن در سير طبيعي خويش در آغاز علقه بود ، پس از آن به مضغه تبديل شد واستخوانها شكل گرفتند وپس از آن گوشت استخوانها را فرو پوشاند وسرانجام جنين پس از گذشت روزها وماههاى مقرر تكميل شد يا خير ؟ اما به نظر مىرسد تصور هر دو طريق اشكالى نداشته باشد . يعنى هم ممكن است نفخهء الهى در واقع نقش تلقيح را بازى كرده چرا كه تخمك زن پس از تلقيح به فعاليت مىافتد ورشد مىكند تا اينكه در نه ماه قمري كامل شود ، وپس از آن تخمك به سير طبيعي خود رشد كرده است ، چنانكه در عين حال اين امكان نيز وجود دارد كه در چنين حالت ويژهاى تخمك پس از نفخه ( دميدن ) بدون سير معمول خويش اين مراحل را در كوتاه مدت گذرانيده وبه دنبال آن جنين
هامش
( 1 ) . صفوة التفاسير ، 1 / 204 .