ويژگىاى ندارند ، ديگر آنكه حسن بصرى مىگويد : تا مادرش أو را زاد يك لحظه نيز أو را تغذيه نكرد ، بلكه أو را به زكريا سپرد وخوراكش از بهشت مىآمد . سوّم آنكه خداوند متعال به أو توفيق پرستش محض داد ( به أمور دنيوي تعلقي نداشت ) ودر چنين معنايى از پرستش به أنواع لطف وعنايت وتندرستى أو را نواخت ، چهارم آنكه امر معيشت وى را خود بر عهده گرفت وروزىاش از نزد خود خداوند متعال مىآمد ، چنانكه مىفرمايد :
« أَنَّى لَكِ هذا قالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ
/ اين روزى از كجا برايت آمده است ، مىگفت آن از نزد خداوند است » پنجم آنكه خداوند متعال سخن شفاهى ( لفظي ) فرشتگان را به أو شنواند ، حال آنكه چنين اتفاقي براي هيچ يك از زنان عالم رخ نداده است ، بنابراين مراد از اصطفاى نخست همين است .
اما دربارهء تطهير ( پاك داشتن ) نيز بايد گفت كه امر وجوهى دارد ؛ نخست آنكه خداوند متعال أو را از كفر وگناه پاك داشت ، دوم آنكه أو را از تماس مردان ، پاك نگاه داشت ، سوم آنكه وى از حيض پاك بود . چنانكه گفتهاند حضرت مريم هرگز عادت ماهيانه به خود نمىديد ، چهارم آنكه وى را از كارهاى نكوهيده وعادات زشت بركنار داشت ، پنجم آنكه سخن وتهمت ودروغ يهوديان را از وى پالود . ولى دربارهء اصطفاى دوم بايد گفت كه مرا آن است كه خداوند متعال عيسى ( ع ) را بدون پدر به أو بخشيد وزبان عيسى را پس از نخستين لحظههاى زادن گشود ، چنانكه به برائت مادرش از تهمتى كه به أو روا داشتند ، گواهى داد ، وخداوند أو وفرزندش را به عنوان نشانه ومعجزهاى براي جهانيان معرّفى كرد . با توضيحات پيش گفته معاني اين واژگان سه گانه روشن مىشود .
علّامه آلوسى نيز در تفسير خويش ، روح المعاني ، قضيهء اصطفاى ( گزينش ) مريم را بر زنان جهانيان به بحث گذارده است « 1 » ، چنانكه مقرر مىدارد كه گروهى گفتهاند : كه خداوند متعال وى را بر هر زنى ودر هر زماني برگزيده است ، از اين روى خود به افضليّت وى بر حضرت فاطمهء زهراء ، مادرش امّ المؤمنين خديجة وامّ المؤمنين عايشه ، رضى اللّه تعالى عنهنّ ، استدلال كرده است ، واين از آن روى است كه ابن عساكر به يكى از طرق [ روايت خويش ] از ابن عباس روايت كرده كه رسول خدا ( ص ) فرمود : « سيّدة نساء أهل الجنّة : مريم بنت عمران ، ثمّ فاطمه ، ثمّ خديجة ، ثمّ آسيه امرأة فرعون / سرور زنان بهشتى نخست مريم بنت عمران ، آنگاه فاطمه ، سپس خديجة وآنگاه آسيه همسر فرعون است » . همچنين ابن جرير از حضرت فاطمه ، صلّى
هامش
( 1 ) . طبري وابن كثير چندين حديث را در فضيلت حضرت مريم ذكر كردهاند ( تفسير طبري ، 1 / 263 - 264 ؛ تفسير ابن كثير ، 1 / 542 - 544 ؛ البداية والنهاية ؛ 2 / 59 - 63 ) .