تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
اللّه تعالى على أبيها وعليهما وسلّم ، روايت كرده كه گفت : رسول خدا ( ص ) به من فرمود : « أنت سيدة نساء أهل الجنّة الّا مريم البتول » تو - بجز مريم پاك پاكدامن - سرور زنان بهشتى هستى » . اما بنا بر نظر دوم منظور از عبارت ، برگزيده بودن وى از ميان زنان روزگار خويش است ، كه در اين صورت افضليت وى بر فاطمه ، رضى اللّه عنها ، لازم نمىآيد . « 1 » ابن كثير مىگويد : اين احتمال وجود دارد كه مراد از آن زنان فرمان‌خو أو بوده باشد ، چنانكه خداوند متعال در حقّ موسى ( ع ) مىفرمايد :
« إِنِّي اصْطَفَيْتُكَ عَلَى النَّاسِ
/ من تو را بر اين مردم برگزيدم » . يا اينكه در حق بني إسرائيل مىفرمايد :
« لَقَدِ اخْتَرْناهُمْ عَلى عِلْمٍ عَلَى الْعالَمِينَ
/ به راستى كه آنان را به دانشى بر جهانيان برگزيديم » . بديهي است كه حضرت إبراهيم ( ع ) ونيز حضرت محمد ( ع ) از أو برتر هستند ، از آن گذشته أمت اسلامى از ديگر امّت‌هاى پيشين برتر واز آنان پرشمارتر واز حيث دانش داناتر واز حيث عمل پاك كردارتر از بني إسرائيل وديگران است . آلوسى نظر دوم را ترجيح مىدهد ومىگويد كه از اين عبارت برترى مريم بر زهرا ، سلام اللّه عليها ، پارهء تن رسول خدا ( ص ) لازم نمىآيد ، چنانكه ابن عساكر از ابن عبّاس روايت كرده كه پيامبر أكرم ( ص ) فرمود : « اربع نسوة سادات عالمهنّ : مريم بنت عمران ، وآسية بنت مزاحم ، وخديجة بنت فويلد وفاطمة بنت محمد ( ص ) وافضلهنّ عالما فاطمه / چهار كس از زنان هستند كه برترين زن زمانهء خويش بوده‌اند : مريم دختر عمران ، آسيه دختر مزاحم ، خديجة دختر فويد وفاطمه دختر محمد ( ص ) كه فاطمه از نظر جهانى برترين آنهاست » . همچنين حارث بن اسامة در مسند خويش به سند درست ( امّا مرسل ) روايت كرده است كه : « مريم خير نساء عالمها / مريم برترين زن زمانهء خويش بود » . أبو جعفر ، يعنى امام محمد باقر ( ع ) نيز بر همين نظر است ورأى مشهور ائمهء أهل بيت نيز همين است كه من ( يعنى آلوسى ) نيز به همين نظر گرايش دارم كه حضرت فاطمهء بتول از آن حيث كه پارهء تن رسول خدا ( ص ) بوده است - وحتى از چندين وچند جهت ديگر - ، از زنان پيش از خود ونيز از زنان پس از خود برتر وأفضل است . روايات پيش گفته نيز بر اين نظرگاه خدشه‌اى وارد نمىكنند ، چرا كه برترى برخى كسان بر أو از برخى جهات ونظرها رواست وبا اين ديدگاه مىتوان اين روايات را با همديگر جمع كرد ، وبه طور نمونه مىتوان آن را در سخن كساني يافت كه قائل به نبوت حضرت مريم هستند ، آنگاه هيچ چيز با پارهء تن جان هستى و
هامش
( 1 ) . تفسير روح المعاني ، 3 / 155 .
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 250 | محمد بيومي مهران / سيد محمد راستگو