است كه أو از كارى بيمناك باشد كه ديگر پيامبران نيز با ولع به آن پرداخته باشند ، هر چند اگر به تفصيل به اين حقيقت تصريح نكرده باشد ، هرگز اين احتمال منتفى نيست كه زكريا ( ع ) در كنار نبوّت مسئوليتهايى نيز در زمينهء سياسي از جهت فرمانروايى ومسائل وابسته به پيشوايى داشته است كه از ناحيهء آنها ( يكى يا هر دو ) نگران بوده است . از اين روى به درگاه خداوند دعا كرد كه يك دوست يعنى فرزندى از صلب خودش به أو ارزانى دارد ، واز سه جهت مىتوان بر اين حقيقت مهر تأييد گذارد : نخست آنكه خداوند متعال در سورهء آل عمران از قول أو مىفرمايد : « خداوندا ، از نزد خويش به من نسلي پاك ارزانى دار » ، از ديگر سوى در سورهء مريم مىفرمايد : « از نزد خويش به من فرزندى ببخش كه ميراثبر من وميراثبر خاندان يعقوب باشد » ، سوم آن كه در سورهء أنبياء مىفرمايد : « خداوندا مرا تك افتاده ومگذار » . همهء اينها بر اين حقيقت دلالت دارند كه وى از خداوند فرزند مىخواست ، زيرا در سورهء مريم از وجود حوالي / خويشاوندان خبر داده است ؛ پس وى بدون وارث بوده است ، امّا به نظر مىرسد كه اگر امكان حمل آن بر وارثان شايستهء جانشينى أو روا باشد ، آنگاه به طريق أولى ، حمل آن بر فرزند آشكارتر خواهد بود . « 1 »
امّا اينكه مىفرمايد
« يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ »
علما دربارهء اين كه مراد از از ميراث در اين عبارت چيست ، از چند جهت اختلاف نظر دارند ، نخست آنكه گروهى معتقدند كه مراد از ميراث در اين عبارت ودر هر دو جا به ارث بردن مال است ، كه ابن عباس ، حسن وضحّاك بر اين باورند . گروهى ديگر مىگويند كه منظور از ميراث در هر دو جا به ارث بردن نبوّت ( پيامبرى ) است كه اين نيز برداشت أبو صالح است . امّا گروه سوّم معتقدند كه مراد از آن به ارث بردن مال از وى « 2 » وبه ارث بردن پيامبرى از آل يعقوب است كه سدّى ، مجاهد وشعبى چنين نظري دارند . همچنين از ابن عباس ، حسن بصرى وضحاك واز أبى صالح روايت شده است كه گفت : مال مرا ونيز پيامبرى را از آل يعقوب به ارث ببرد . چنانكه در تفسير طبري نيز آمده كه منظورش آن بود كه پس از وفات من مال مرا به ارث ببرد ونيز وارث پيامبرى از آل يعقوب باشد ، چرا كه زكريا از زادورود يعقوب بود .
هامش
( 1 ) . تفسير فخر رازي ، 21 / 183 .
( 2 ) . در تفسير ابن كثير ( 179 - 180 ) آمده كه در صحيح بخارى مروى است كه وى نجّار بود ونان از عمل خويش مىخورد وتجارت مىكرد واز اين روى هرگز روايت نشده كه وى مال بسيار داشته است ، بلكه نجّار بود از حاصل دست خويش ارتزاق مىكرد . وچنين كسى نمىتواند مالي گرد آورد ، به ويژه پيامبران كه پارساترين كسان در دنيا بودهاند .