تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
بايد به نام‌ها وصفاتى كه سزاوار آن حضرت است أو را بخواند . « 1 » عالمان دربارهء اين آية اختلاف نظر دارند كه مىفرمايد :
« وَإِنِّي خِفْتُ الْمَوالِيَ مِنْ وَرائِي وَكانَتِ امْرَأَتِي عاقِراً فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا ، يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا »
دربارهء موالى از ابن عباس ومجاهد روايت شده است كه عبارت از خويشاوندان ( عصبهء ) فرد هستند . همچنين از ابن عبّاس وحسن بصرى روايت شده است كه موالى ورثهء هر كس هستند وأبو صالح آنان را كلاله دانسته ودر نگاه أصمّ پسر عموها وخويشاوندان نسبى هستند كه پس از أو مىزيند . در عين حال از أبو مسلم [ أصفهاني ] روايت شد كه به ياور ، پسر عمو ، مالك وصاحب گويند ومولى در اينجا عبارت از كسى است كه به جاى فرزند ميراثبر باشد . سخن برگزيده‌تر آن است كه موالى ، كساني باشند كه پس از مرگ جانشين أو مىشوند كه اين جانشينى يا در سياست است ويا در مالي كه بايد به نفع دين هزينه گردد . البتة عادت مرسوم در آن زمان چنان بود كه نزديك‌ترين فرد به صاحب شريعت در زمان أو براي پرداختن به امورش پس از مرگ ، در زمان حيات أو معلوم ومشخص باشد ، در هر صورت بنا بر نظريات ديگرى ، آنان افراد شريرى از قوم أو بودند كه آن حضرت از آن بيمناك بود كه نكند كه در جانشينى از أو به نيكى رفتار نكنند ومىترسيد كه در حق ميراثي كه به آنان مىرسد ، بر أساس خواسته‌هاى أو عمل نكنند ، وميراث أو همان دعوتي بود كه خود عهده دار مسئوليت رساندن به مردم بود ، چنانكه خود از پيامبران بارز بني إسرائيل به شمار مىرفت واين بيم دربارهء خانواده‌اش نيز كه سرپرستى آنان را بر عهده داشت ، از جمله مريم بتول كه خود قيّم أو وأو خادم محرابى بود كه توليتش با زكريا بود نيز وجود داشت . همچنين دربارهء اموالى كه زكريا به نيكى آنها را تدبير مىكرد ودر راه درست هزينه مىنمود . آرى أو نسبت به تمامى موارد پيش گفته بيمناك بود ، مىترسيد كه بر خلاف سيرت أو رفتار كنند ، چرا كه آنان را در پرداختن به اين أمور شايسته نمىدانست . « 2 » گروهى نيز بر اين باورند كه اين احتمال وجود دارد خداوند متعال أو را از اين حقيقت باخبر ساخته باشد كه از انبياى بني إسرائيل كسى كه پدر داشته باشد مگر يكى باقي نمانده است ، از آن روى ترسيد كه اگر خود فرزندى نداشته باشد ، آن پيامبر از عمو زادگان أو باشد ، در نتيجة از خداوند متعال درخواست كرد كه به أو فرزندى عنايت كند كه أو همان پيامبر باشد . اين سخن مقتضى آن
هامش
( 1 ) . في ظلال القرآن ، 4 / 2302 ؛ روح المعاني ، 16 / 59 - 61 . ( 2 ) . تفسير فخر رازي ، 21 / 182 ؛ في ظلال القرآن ، 4 / 2302 .