بخش دوم * الياس واليسع ، عليهما السلام *
1 . الياس ( ع )
در سه جاى قرآن كريم ، آيهاى از سورهء انعام ودر دو آيهء از سورهء صافات از الياس ( ع ) سخن در ميان آمده است كه در آيهء 85 سورهء انعام از أو به « الياس » ودر سورهء صافات به « الياسين » ياد شده است . چنانكه مىفرمايد :
« سَلامٌ عَلى إِلْياسِينَ
/ سلام بر « إل ياسين » باد . » [ صافات ، 130 ] . ابن كثير مىگويد مراد از الياسين در اين آية الياس است ، چنانكه در زبان عرب نون بر بسيارى از نامها افزوده مىشود كه ظاهر آن را تغيير مىدهد ، چنانكه به إسماعيل ، اسماعين وبه إسرائيل ، اسرائين وبه الياس ، الياسين گفته مىشود كه زبان بنى أسد است . « 1 » سيد قطب در اين باره مىگويد : در اين جا توقف مىكنيم تا به زاويهء هنرى اين آية برسيم :
« سَلامٌ عَلى إِلْياسِينَ »
در اين عبارت فاصله وفرايند موسيقايى در ارجاع اسم إلياس به ساختار « الياسين » ، به طريق قرآن در ملاحظهء دستگاهمندى تعبير به سامان ، مراعاة شده است . « 2 » در عين حال گروهى از دانشوران پيشين الياس را همان إدريس ( ع ) مىدانند . چنانكه قتادة وابن إسحاق مىگويند ، برخى گفتهاند كه الياس همان إدريس است ، چنانكه عكرمة چنين باورى دارد . ابن أبي حاتم به سند خويش از عبد اللّه بن مسعود روايت كرده است كه گفت : الياس همان إدريس است .
و
هامش
( 1 ) . ابن كثير ، البداية والنهاية ، 1 / 339 ؛ تفسير ابن كثير ، 4 / 31 .
( 2 ) . في ظلال القرآن ، 5 / 2998 .